• RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin

Wednesday, June 26, 2013

خواهر افشین اسانلو، او سالم بود مقامات زندان مسئول مرگ برادرم هستند

Posted by UNITY4IRAN On 3:30 PM No comments

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران: خواهر افشین اسانلو، فعال کارگری و زندانی عقیدتی که روز پنجشنبه ۳۰ خرداد ماه در زندان رجایی شهر  فوت کرد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که آنها از پزشک قانونی تقاضای رسیدگی در مورد علت مرگ برادرش را کرده اند.
علت مرگ افشین اسانلو سکته قلبی عنوان شده است اما به گفته خواهر مرحوم اسانلو او هیچ سابقه بیماری قلبی نداشته و در آخرین ملاقات سالم بوده است. همچنین به گفته پرستاران بیمارستان فوت مرحوم اسانلو قبل از رسیدن به بیمارستان بوده است. خانم اسانلو در این گفتگو همچنین گفت که به آنها اجازه برگزاری مراسم در مساجد داده نشده و آنها به ناچار مراسم سوم و هفتم برادرش را در منزل برگزار خواهند کرد.
فرشته اسانلو به کمپین بین المللی حقوق بشر ساعتی پس از خاکسپاری برادرش در بهشت زهرای تهران در خصوص علت مرگ برادرش گفت:« پرستاران بیمارستان به ما گفتند که او را حدود ساعت ۸ پنجشنبه شب به بیمارستان آورده اند اما او مدت ها پیش از رسیدن به بیمارستان فوت کرده بوده. آنها گفتند که حتی برادرم در حد فاصل رسیدن به بیمارستان هم فوت نکرده بلکه فوتش قبل از اینها بوده است.»
این در حالیستکه سهراب سلیمانی، مدیر کل زندان های استان تهران در گفتگوی با خبرگزاری فارس در تاریخ اول تیرماه با تایید خبر فوت این زندانی گفت:« روز ۳۰ خرداد در زندان رجایی‌شهر کرج و پس از ابراز درد در ناحیه قفسه سینه به بهداری زندان منتقل می‌شود. پس از معاینه و گرفتن نوار قلب، به بیمارستان شهید رجایی کرج منتقل می‌شود و پس از چند ساعت بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست می‌دهد.»
افشین اسانلو، ۴۲ ساله، فعال کارگری، برادر منصور اسانلو و از اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در سال ۱۳۸۸ به اتهام تبانی و اجتماع به قصد اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. او سال گذشته از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج برای سپری کردن باقی مدت محکومیتش منتقل شد.
مرحوم اسانلو اسفند ماه امسال با پایان یافتن دوران محکومیتش قرار بود از زندان آزاد شود اما غروب پنجشنبه ۳۰ خرداد ماه در بیمارستان رجایی شهر کرج به علت “سکته قلبی” فوت کرد و روز دوشنبه ۳ تیرماه در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
خانم اسانلو در پاسخ به اینکه چطور از فوت برادرش با خبر شده اند، گفت: برادرم پنجشنبه فوت کرد اما مراجع قانونی با وجود آنکه شماره تلفن مادرم را داشتند زنگ نزدند و اطلاع ندادند. ما خبر را از دوستان مان صبح شنبه یعنی دو روز بعد از فوت برادرم شنیدیم. همان ها که برای ملاقات با زندانی هایشان به زندان رجایی شهر کرج رفته بودند، آنها به ما گفتند که شنیده اید افشین داخل زندان سکته کرده است؟!
ما مات و مبهوت مانده بودیم. اصلا نمی توانستیم این خبر را هضم کنیم. تازه ما فقط شنیدیم که او سکته کرده، بلافاصله به زندان رفتیم اما ماموران به ما جواب درستی نمی دادند. مادرم با یکی از نگهبان های ورودی زندان که همیشه رفتار خوبی با مادرم داشته حال برادرم را پرسید اما او هیچی نگفت. بعد از اینکه جوابی از بخش ملاقات زندان نگرفتیم به بخش اداری زندان رجایی شهر رفتیم و آنجا بود که به ما گفتند برادرم فوت کرده و گفتند که برای تحویل گرفتن جنازه اش باید حتما از دادسرا نامه داشته باشیم.
فرشته اسانلو در حالیکه به شدت متاثر بود، گفت:« ما تا عصر شنبه درگیر گرفتن نامه از دادسرا بودیم بعد به بیمارستان رفتیم. تا زمانیکه به بیمارستان نرفتیم و جسد را ندیدیم باورمان نمی شد.»
خواهر افشین اسانلو در پاسخ به اینکه آیا برادرش سابقه بیماری قلبی داشته است، گفت:« برادرم اصلا مشکل قلبی نداشت و حالش خوب بود. او هر روز در محیط زندان ورزش می کرد و دو هفته قبل با مادرم ملاقات حضوری داشت. مادرم می گفت که حال افشین خوب بوده و صحیح و سالم بوده است. افشین اگر مشکلی داشت حتما به مادرم در آن ملاقات می گفت به همین دلیل ما وقتی شنیدیم که او در اثر سکته قلبی فوت کرده واقعا شوکه شدیم.»
فرشته اسانلو با اشاره به پیگیری های خانواده اش برای علت مرگ و جوابیه پزشک قانونی گفت:« پزشک قانونی که به ما جوابی نداد گفت سه ماه دیگر جواب روشن می شود. ما هنوز اطلاع خاصی نداریم. اما برادرم آنجا امانت بود و مسولان زندان باید امانت داری می کردند و او را سالم برمی گرداندند. به نظرم مسئولیت مرگش با آنها است.»
خواهر افشین اسانلو در پاسخ به این پرسش که آیا قرار است برای دیر اطلاع دادن مرگ برادرش از مقامات قضایی شکایت کنند، گفت:« این حق قانونی ما است اما باید ببینیم تصمیم مادرم در این باره چه خواهد بود. مادرم که تمام فشارها را در این مدت تحمل می کرد و بارها نامه های به دادستانی برد. آخرین بار که مادرم برای افشین به دفتر دادستانی تهران رفته بود سه شنبه ۲۸ خرداد ماه بود که رفته بود تا تقاضای بخشش کند. برادرم قرار بود اسفند ماه آزاد شود و مادرم رفته بود تا تقاضای بخشش ماه های باقی مانده را بدهد.»
فرشته اسانلو با اشاره به اینکه آنها نتوانسته اند موافقت چند مسجد را برای برگزاری مراسم سوم و هفتم برادرش را بگیرند، گفت:« یک فرد فوت شده و حداقل حقش این است که در یک جای آبرومندی مراسمش برگزار شود. مستقیم به ما گفته نشده که نمی توانیم اما فکر می کنم چنین حقی به ما داده نشده است. ما موفق به گرفتن رضایت از جاهای مورد نظر برای برگزاری مراسم نشدیم. می خواستیم مراسم برادرم را در جای آبرومندی برگزار کنیم که نشد و مادرم گفت مراسم را در منزل برگزار می کنیم. چاره دیگری برایمان نمانده است.»
۴۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در پیام تسلیتی که روز دوشنبه در وب سایت کلمه منتشر شده، نوشته اند: « بار دیگر سهل انگاری و بی توجهی مسئولین دستگاه قضایی و سازمان زندان ها باعث فوت مظلومانه افشین اسانلو، یکی دیگر از زندانیان سیاسی، شد. این البته اولین مورد از این گونه نبود. دوسال قبل نیز مرحوم هدی صابر به دلیل عارضه مشابه و به دلیل کوتاهی مسئولین مربوطه جان باخت. اعتراضات بعدی در آن مورد هرگز شنیده نشد و جایی نرسید. نتیجه آن بی توجهی ها اینک قربانی شدن افشین اسانلو است و هر لحظه می تواند تکرار گردد. هنوز هم کم نیستند زندانیان سیاسی که از بیماری های شدید رنج می برند و علیرغم نظر پزشکان متخصص برای درمان آنها دادستان تهران و در مواردی قاضی صلواتی از بستری شدن و معالجه آنان جلوگیری می کند.»
منصور اسانلو برادر این فعال کارگری در مطلبی که در صفحه فیس بوک خود درباره برادرش افشین نوشته آورده است: بعد از دستگیری من در ۱۹تیر ۱۳۸۶ وبستن دفتر دوم سندیکا که با زحمت زیاد کارگران آماده وباز گشایی شده بود ، افشین نیز دوباره به جاده وبیابان باز گشت. حدود سه سال پیش که من در زندان بودم.
او را در قسمت خوابگاه رانندگان ترمینال جنوب دستگیر می کنند وبه اطلاعات شهر ری می برند وبا هماهنگی اطلاعات اوین او را به بند ۲۰۹ اوین می برند وتحت سخت ترین شکنجه ها قرار می دهند. تا از او برعلیه سندیکا و فعالیت های سندیکایی اقرار بگیرند. اقرارهایی دال بر همکاری سندیکا با گروههای سیاسی واقدامات غیر قانونی و حتا تهیه اسلحه برای سندیکا یا داشتن نقشه بمب گذاری با همکاری عوامل گروه های سیاسی مخالف ج.ا که همه دروغ و واهی وچون او این اتهامات را نمی پذیرد زیر فشارهای سخت تری قرار می گیرد.»

0 comments:

Post a Comment