• RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin

Tuesday, May 28, 2013

گفتگو با حسن روحانی، مذاکره با امریکا لغو تحریم ها علیه ایران

Posted by UNITY4IRAN On 12:38 PM No comments

سایت دیپلماسی ایرانی، که بنیانگذار آن "صادق خرازی" سفیر اسبق جمهوری اسلامی در فرانسه است، با حسن روحانی بعنوان نامزد انتخابات 92 پیرامون نظرات وی در زمینه سیاست خارجی، چنانچه پیروز این انتخابات شود گفتگوئی کتبی کرده است.
روحانی شرح مفصلی در این باره داده که ما سعی کردیم از این شرح مفصل، مهم ترین بخش های آن را استخراج کرده و منتشر کنیم. محور اساسی مطرح شده از سوی حسن روحانی دراین گفتگو، عمدتا جبران تخریب های داخلی و بین المللی دولت احمدی نژاد است.
او از موقعیت تیره و تاری که جمهوری اسلامی با 15 کشور همسایه دور و نزدیک – زمینی و آبی- با همسایگانش پیدا کرده و خطراتی که می تواند به تجزیه آذربایجان بیانجامد سخن می گوید. همچنان که از ضرورت مذاکرات مستقیم با امریکا و رسیدن دو طرف به تفاهمی اولیه و سپس برداشتن گام های بعدی تا رسیدن به یک مناسبات عادی.
او می گوید که کنفرانس هولوکاست و شعار نابودی اسرائیل که احمدی نژاد مبتکر آن بود، عملا به سود امریکا واسرائیل تمام شد. حسن روحانی "دیپلماسی تهاجمی" در دوران احمدی نژاد را یک تاکتیک مخرب ارزیابی می کند که موجب انزوای ایران در منطقه و جهان شد. او می گوید که کار ایران به جائی کشیده شده که قدرت های بزرگ، از جمله روسیه، برای امتیاز گیری از یکدیگر، با برگ ایران بازی می کنند و باید به این وضع خاتمه داد.
حسن روحانی می گوید که بزرگترین اولویت دولت آینده لغو گام به گام تحریم هائی است که بهانه آن برنامه اتمی است. سیاست مذاکره برای مذاکره، بر خلاف تصوری که به آن دامن زده می شود، به ضرر ایران است، زیرا در هر مذاکره تازه ای، هیات ایرانی باید تلاش کند فشارها و تحریم های میان آخرین مذاکره و مذاکره تازه را کم کند و به این ترتیب است که ما در هر مذاکره تازه ای با  چانه زنی بر سر لغو و یا کاستن از تحریم هایی دور می زند که در دور قبلی مذاکرات وجود نداشته است. خلاصه ای که از این مصاحبه مشروح تهیه کرده ایم  را بخوانید:
حسن روحانی در این گفتگو می گوید و یا می نویسد:
مسئولینی که در مقطعی شعار می دادند که قطعنامه های شورای امنیت کاغذ پاره ای بیشتر نیستند حالا آموخته اند که قطعنامه های شورای امنیت و تحریم های بین المللی بیش از کاغذ پاره اند. اتفاقاً همان مسئولین امروز تحریم های بین المللی را در حال حاضر منشأ اصلی مشکلات اقتصادی فعلی کشور می دانند.
یاران قدیمی و بریده امروز از دولت که اکنون به مخالفین آن تبدیل شده اند مشکلات اقتصادی را هم به تحریم ها و هم به سوء مدیریت دولت نسبت می دهند. به نظر من جایگاه ریاست جمهوری یک کشور محل آموختن قواعد اولیه حاکمیت و مناسبات بین المللی نیست.
اگر چنین باشد، ملت هزینه گزافی می پردازد. ما فعلا در چنین شرایطی به سر می بریم و هزینه گزافی برای سوء مدیریت دولت های نهم و دهم در همه امور از جمله موضوع هسته ای کشور و اعمال تحریم های بین المللی می پردازیم.
بر کسی پوشیده نبوده و نیست که امریکا از همان بدو امر مترصد فرصتی بود که پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت بکشاند تا از این طریق با امنیتی کردن موضوع ایران در سطح جهانی، نفوذ و قدرت منطقه ای و بین المللی ایران را به چالشی جدی بکشد و همزمان به آرزوی دیرینه خود علیه  ایران از زمان اشغال لانه جاسوسی جامه عمل بپوشاند.
بهترین موقعیت برای آمریکا زمانی فراهم شد که دولت نهم با تغییر گفتمان و نادیده گرفتن ملاحظات شناخته شده سیاسی و بین المللی راهی را برگزید که به تنش و رویارویی نه تنها با امریکا که با بخش قابل توجهی از کشورها از جمله همسایگان منتهی  شد.
اگر چنین فرض کنیم که روی گفتمان دولت نهم و دهم معطوف به مخاطبین و فضای داخلی بود، اما این گفتمان در سطح بین المللی به نحوی طراحی و اجرا شد که هم همسایه های ایران را نگران تر کرد، هم اعضای با نفوذ شورای حکام و شورای امنیت مثل روسیه، چین، هند و آفریقای جنوبی را از همکاری ایران ناامید نمود، هم اروپایی ها را در مسیر همکاری و همدلی با آمریکا قرارداد، و هم زمینه ای برای مظلوم نمایی و ادعاهای واهی رژیم صهیونیستی به وجود آورد. بدیهی است که در چنین شرایطی زمینه ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت برای آمریکا تسهیل گردید.
مهمترین هدف دولت آینده باید بر اعتماد سازی با جهان خارج و بسامان کردن وضعیت داخل باشد و این دو مهم میسر نمی شود الا از طریق تنش زدایی با دیگران مخصوصا همسایه ها، و ایجاد مدیریت مبتنی بر عقلانیت، تدبیر و قانونمند در داخل. در این مسیر دشوار و ناهموار، تلاش برای لغو تحریم ها باید در اولویت قرارگیرد.
همان طور که دلیل اصلی ارجاع برنامه هسته ای به شورای امنیت ملاحظات سیاسی بود، لازم است که راه برون رفت از وضعیت موجود از همان مسیر طی شود و در این مسیر باید برای لغو تحریم ها برنامه دقیقی تدوین شود و در این برنامه نحوه مواجهه با غرب که فارغ از تنش، تهدید، درشت گویی و توهم باشد، مد ّنظر قرارگیرد.
در تاریخ سیاسی عصر حاضر، دو عامل شیفتگی به غرب و یا نفرت افراطی از آن همواره برای کشور ما زیان بار بوده است. تعامل منطقی و عقلانی با دیگران—از جمله غربیان—ضمن حفظ اصول و مبانی انقلاب، هم رافع انزوای سیاسی کشور است و هم تامین کننده امنیت ملی.
جمهوری اسلامی ایران برای حفظ و توسعه برنامه هسته ای خود متحمل بهای سنگینی شده است.
دولت یازدهم باید از تداوم روش تخریبی و تهیجی در عرصه سیاست خارجی پرهیز کرده، و در کلام و عمل در جهت تلطیف فضای سیاسی منطقه و جهان کوشش کند. این مهم محقق نمی شود مگر از راه آگاهی و استفاده از قواعد بازی بین المللی. تندخویی، ارعاب، عوام زدگی، توهم گرایی، و توهین و تحقیر دیگران موجب افزایش دشمنان و کاستی دوستان می شود.
برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران بومی و صلح آمیز و غیرقابل بازگشت است.
اما بسیاری از کشورها از جمله، همسایگان ما، غربی ها، ژاپن و استرالیا و کره جنوبی، و حتی چین و روسیه به دلایل گوناگون سخن و استدلال ما را نمی پذیرند، و در نتیجه در کشتی آمریکا نشسته و به سیاست تحریم و فشار روی آورده اند. هنر دولت یازدهم باید این باشد که زبان مشترکی با همسایگان و سایر اعضای جامعه بین الملل بیابد تا بتواند از چرخه سوخت هسته ای و بومی کشور حفاظت کند، و سرنوشت آن را به دست قضا و قدر نسپارد.
دولت پس از هوشیاری ناقص و دیرهنگام از تبعات تحریم ها، راهبرد گام به گام برای برون رفت از بحران هسته ای را برگزیده که تا کنون نتیجه مثبتی نداشته و آمریکا و غرب با افزودن مداوم بر تحریم ها حتی همزمان با مذاکرات، به صورت مستمر و فزاینده ای معادله را به ضرر مردم ایران رقم می زنند.
این روش نه تنها به حل بحران نمی انجامد بلکه حتی منفعت کوتاه مدتی هم برای کشور و مردم به دنبال نخواهد داشت، چرا که در هر دور مذاکره، موضوع معامله و چانه زنی بر محور لغو و یا کاستن از تحریم هایی دور می زند که در دور قبلی وجود نداشته است.
مذاکره آسان ترین و عقلانی ترین راه حل و فصل اختلافات است؛ و در صورت اقتضا، از مذاکره و گفتگوی دوجانبه با آمریکا نباید پرهیز کرد. مجموعه ای از چالش¬ها و یا نگرانی ها میان ایران و امریکا وجود دارد که طی سال های متمادی بر شدت و دامنه آن افزوده شده است و بدیهی است که یکباره این مشکلات برچیده نخواهند شد و مستلزم عزم و اراده هر دو طرف مبنی بر جلوگیری از شدت یافتن تنش¬ها و حل و فصل مناقشات بر اساس احترام متقابل می باشد. آنچه که اکنون بیشتر مورد نیاز است تلاش برای کاهش تنش و نه الزاماً ایجاد رابطه است.
در شرایط کنونی، برخی مسائل منطقه ای می تواند موضوع همکاری های دو جانبه در راستای منافع منطقه ای ایران قرار گیرد. با توجه به شرایط موجود، به نظر می¬رسد که در گام های نخست باید به مذاکره به مثابه بستری برای جلوگیری از شدت یافتن بیش از پیش فشارها و متوقف ساختن روند تحریم های کنونی نگریسته شود و در مراحل بعدی باید در پی تعدیل فضا تا حذف کامل تحریم ها پیش رفت.
مذاکره به صرف مذاکره و بدون حصول نتیجه، مورد قبول من نیست. گذشت زمان و استمرار بی نتیجه فرایند مذاکراتی همیشه نمی تواند به سود یکی و یا همه طرف های مذاکره کننده باشد.
برای مذاکره با آمریکا باید دستور کار و هدف مشخص و روشنی داشته باشیم و با به کار گیری کارشناسان مجرب، متعهد و خبره دستور کار و هدف خود را پیگیری کنیم. این دستورکار می تواند شامل همه موارد اختلافی بین دو کشور باشد؛ اما برای پرداختن به آنها نیاز به اولویت بندی و الاهم فی الاهم کردن موضوعات است.
روابط ایران و امریکا امروز دیگر تنها یک مسئله در حوزه سیاست خارجی نیست، بیش از سه دهه رویارویی میان ایران و امریکا باعث شکل گیری رویکردها و دیدگاه های مختلفی در داخل جریان های سیاسی شده است که بدون توجه به آنها نمی توان در این زمینه چاره اندیشی کرد.
بر این اساس، اجماع بر سر اتخاذ راهبردی سنجیده و دقیق و تعیین اولویت ها و سلسله مراتب آنها براساس منافع ملی و به وجود آوردن فضای مناسب در داخل کشور از طریق توجیه افکار عمومی و مشارکت دادن کلیه نخبگان و نیروهای صاحب فکر  و به ویژه کسانی که نسبت به مسائل جهانی و آمریکا و مقررات بین المللی شناخت کافی دارند، از اقدامات ضروری برای اتخاذ هر گونه سیاستی در این زمینه است.
ما با 15 کشور دارای مرز مشترک خاکی و یا آبی هستیم. داشتن چنین تعداد همسایه برای هر کشوری هم امتیاز است و هم چالش. شکی نیست که از میان همسایگان ما، انتخاب مهمترین بسیار مشکل و بسا غیرممکن است. روابط خوب و مطلوب بین دو کشور همسایه در هر نقطه ای از دنیا در طول تاریخ همواره بر پایه اصل "حسن همجواری" قرار داشته است. تحقق این اصل در عمل منوط به رعایت دو شرط اساسی است:
1- احترام به تمامیت ارضی یکدیگر
2- عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.

وضعیت بی ثبات موجود در افغانستان، پاکستان و عراق می تواند به سرعت امنیت ملی ما را تهدید کند. بلند پروازی های ترکیه در منطقه برای ما نیز خالی از مشکل نیست. همه این واقعیت ها ایجاب می کند که تحولات این کشورها با دقت رصد شده و در قبال آنها تمهیدات لازم مخصوصا در مرزهای مشترک در نظر گرفته شود
عراق، افغانستان، پاکستان و ترکیه به عنوان همسایگانی که هر یک دارای صدها کیلومتر مرز مشترک با ایران هستند، اشتراکات فراوانی با ما دارند. علیرغم وجود مشترکات بی شمار، تاریخ ما مشحون از حوادث تلخ و ناگوار با برخی از این همسایگان بالاخص عراق است.
هر دولتی که در ایران تصدی امر را به عهده داشته باشد وظیفه دارد که روابط حسنه و فارغ از تنش و اختلاف را با این چهار دولت همسایه برقرار کرده و تعمیق بخشد. موقعیت استراتژیک خلیج فارس و تهدیدها و مزاحمت های ناشی از حضور نیروهای خارجی در این آبراه حیاتی بر کسی پوشیده نیست. اختلافات قومی، مذهبی، مرزی و ارضی در بخش جنوبی کشور با گذشت سال ها نه تنها کاهش نیافته بلکه با تحریکات قدرت های پیرامونی و فراپیرامونی افزایش یافته است. این اختلافات اثرات مخربی بر ثبات و امنیت همه کشورهای درگیر، از جمله ایران، دارد.
همین مساله نه تنها بر روابط پیچیده و شکننده ایران و عربستان سایه افکنده، بلکه از مرزهای منطقه هم گذشته و توده های مردمی ناآگاه در مصر و سایر مناطق را تحت تاثیر قرارداده است. پدیده القاعده و طالبان نه فقط برای غرب که برای همه کشورهای منطقه و سرزمین های اسلامی، از جمله حامیان دیروز آنها، نیز نامیمون می باشند. تفسیر احکام و مبانی ارزشمند اسلامی با نگاه متحجرانه طالبانی چهره اسلام و مسلمانان را مشوه و لکه دار نموده است. تحجر تنها مشکل موجود نیست که ایران اسلامی با آن مواجه بوده و هست.
خشونت و تروریسم و مواد مخدر راه تنفس سالم و آزاد ایران را به طرف شرق و غرب دشوار کرده است. تحرکات قومی با همراهی و تحریک دولت ها و گروه های خارجی به این وضعیت نابهنجار کمک کرده است. همه اینها مشتی است از خروار مشکلاتی که دولت آتی ایران با آنها مواجه خواهد بود.
پس از پایان جنگ سرد ما در دریای خزر علاوه بر روسیه (دولت جانشین شوروی) با سه کشور تازه تاسیس جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان نیز همسایه شدیم. روابط با روسیه همواره واجد امتیازات و نیز مشکلاتی است که لااقل تاریخ 200 سال گذشته ما را تحت تاثیر قرار داده است.
فقدان مرز خاکی مشترک بین ایران و روسیه از اهمیت موضوع حسن همجواری نمی کاهد. واقعیت این است که روسیه، به رغم سیاست "نگاه به شرق" ایران، حفظ منافع خود را در گرو تقویت رابطه با غرب دیده است. حمایت روسیه از قطعنامه های تحریمی ایران در شورای امنیت و لغو برخی معاهدات نظامی، تنها برخی از اقدامات روسیه است. استفاده از کارت ایران در بازی با غرب و مخصوصا آمریکا برای روسیه همیشه سودآور بوده است. علیرغم این واقعیات، حفظ و توسعه روابط دوستانه با روسیه ضروتی انکارناپذیر است.
سایرهمسایگان شمالی هم با درک شرایط ایران و استفاده از موقعیت، به تقویت روابط خود با غرب پرداخته و با درجات مختلف از ایران فاصله گرفته اند تا مبادا رابطه آنها با غرب دچار مخاطره شود. در میان آنها، جمهوری آذربایجان، بدون اغراق، به خطر امنیتی برای ایران تبدیل شده است. برخی اقداماتی که در جمهوری آذربایجان علیه ایران صورت می گیرد، حاکی از تمایلات بعضی مقامات این کشور برای به خطر انداختن امنیت و تمامیت ارضی ایران دارد.
در سطح منطقه ای، کشورهای عضو شورای همکاری در مخالفت با ایران وحدت رویه بیشتری پیدا کرده و مخالفت های آنها صریح تر و علنی تر شده است. رفتارهای ما همچنین باعث ارتقای سطح تأثیرگذاری کشورهای رقیب در منطقه و کنار گذاشته شدن ایران در فرایند تحولات منطقه ای شده است. جمهوری اسلامی ایران در حالی شرایط دشواری را به لحاظ منطقه ای و بین المللی تجربه می کند که تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا بسیاری از رژیم های دیکتاتوری و یا وابسته به غرب را در منطقه سرنگون و یا متزلزل ساخته است.
چنین شرایطی قطعاً می توانست دستاورد بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب شده و موازنه استراتژیک در منطقه را کاملاً به سود ایران متحول نماید، اما برخی تندروی ها و رفتارهای نسنجیده موجب گردید که جمهوری اسلامی ایران از این فرایند بهره کافی نبرد.
در سال های اخیر، دولت به نام سیاست خارجی تهاجمی به اقدامات بی هدفی در سطح بین المللی دست زد که بیشتر به بحران آفرینی شباهت داشت تا یک سیاست خارجی منسجم و فراگیر. طرح غیر دیپلماتیک موضوعاتی مانند نفی هولوکاست و ضرورت محو اسرائیل، که به بیان رئیس جمهور مهمترین جلوه سیاست خارجی تهاجمی دولت محسوب می شد، در حالی دشمنان جمهوری اسلامی ایران را در دشمنی خود علیه ایران متحدتر و مصمم تر ساخت که کشور به دلیل پی گیری برنامه هسته ای خود نیازمند آرامش بیشتر در سطح بین المللی بود. این گونه مواضع تند و پرهزینه که بیشتر اهدافی تبلیغاتی داشته است، اغلب بدون آنکه هیچ تأثیر مثبتی بر منافع ملی کشور داشته باشد، پس از مدتی رها شده و به فراموشی سپرده شده و در نهایت پیامدهای ناگوار آن برای کشور باقی مانده است.
پیامدهای اقتصادی سیاست خارجی دولت نهم و دهم وضعیت معیشت مردم است که تا سال های آینده نیز تأثیرات آن باقی می ماند. کاهش شدید سطح سرمایه گذاری های خارجی به ویژه در بخش انرژی، کاهش سطح دسترسی به فناوری های پیشرفته؛ تضعیف موقعیت ایران در نهادهای اقتصادی بین المللی؛ تشدید فرار سرمایه های داخلی به خارج از کشور و بسیاری از مشکلات دیگر وضعیت نامطلوبی را در پیش روی اقتصاد ایران در سال های آتی قرار داده است.
پیک نت 7 خـــــــرداد

0 comments:

Post a Comment