Subscribe:

Monday, March 1, 2010

نامه ژيلا بني يعقوب

آقاي لاريجاني! ثابت کنيد!همه عمرم را در اوين خواهم گذراند
آقاي محمد جواد لاريجاني
رييس ستاد حقوق بشر قوه قضاييه
مصاحبه خانم کريستين امانپور ،خبرنگار” سي. ان. ان” را با شما را ديدم و خواندم.بخش هايي را که مربوط به نظرات شما در باره روزنامه نگاران زنداني بود ،بارها و بارها خواندم و هربار بيشتر از بارقبل متعجب شدم.شايد شما از پرونده هاي روزنامه نگاران زنداني کاملا بي خبريد و شايد هم خبر داريد اما ترجيح مي دهيد که واقعيت را آنطور که خودتان لازم مي دانيد بيان کنيد
خانم امانپور در اين مصاحبه به شما مي گويد که در ايران هم اکنون بيش از ۹۰ روزنامه نگار و خبرنگار که بالاترين آمار خبرنگاران زنداني در جهان هستند ،در زندان اند. بعد هم مي پرسد چرا اين اتفاق در حال رخ دادن است؟ و شما مي گوييد : دليل زنداني شدن آنها اعتراض نبوده بلکه خشونت آنها و وارد کردن خسارت به اموال مردم بوده است
دوباره امانپور مي پرسد:”خيلي ها از جمله روزنامه نگاران فقط به خاطر حضور در خيابانها و برخي نيز فقط به خاطر آمدن به خيابانها و نظاره کردن اوضاع زنداني شدند
و شما اين بار پاسخ مي دهيد
خير! هيچ خبرنگار يا روزنامه نگاري به خاطر روزنامه نگاري زنداني نشده اما اگر روزنامه نگاري تحريک به خشونت کرده توسط دستگاه قضايي تحت پيگرد قانوني قرار گرفته اند
اين نامه را براي شما مي نويسم که آدرس پرونده خودم ،همسرم و تعدادي از همکاران روزنامه نگارم را به شما بدهم .برويد به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در خيابان شريعتي ،سري هم به شعبه ۱۵ در همين دادگاه بزنيد.شما رييس ستاد حقوق بشر قوه قضاييه هستد و حتما قاضي هاي محترم اين شعبه ها پرونده هاي من و همکارانم را در اختيارتان مي گذارند
پرونده همسرم بهمن احمدي امويي را در شعبه ۲۶ ورقي بزنيد .ببينيد کي و کجا دست به تخريب اموال عمومي زده است؟نگاهي هم به پرونده مسعود باستاني در شعبه ۱۵ بيندازيد.پرونده هنگامه شهيدي ،بدرالسادات مفيدي ، لي لي فرهادپور ،سعيد ليلاز و احمد زيد آبادي را هم فراموش نکنيد .سري هم به شعبه سه بازپرسي اوين بزنيد و پرونده شيوا نظر آهاري را درخواست کنيد.کداميک از اينها خشونت کرده اند يا دست به تخريب اموال عمومي زده اند؟ روزنامه نگاراني که فقط به خاطر فعاليت حرفه اي شان در زندان اند محدود به اين چند نام نمي شود
اگر وقت داشتيد نگاهي هم به پرونده خودم که در حوادث پس از انتخابات ،شصت روز در زندان بودم و اکنون منتظر برگزاري دادگاه هستم ،بيندازيد. پرونده اي که نمي دانم درکدام شعبه است اما پيدا کردنش نبايد کار سختي باشد. اگر حتي يک نشانه کوچک بياوريد که دست به تخريب و خشونت زده ام و يا حتي تحريک به خشونت کرده ام ،داوطلبانه همه باقيمانده عمرم را در زندان اوين خواهم گذراند
يکي از بازجوهاي پرونده روزي در مذمت تخريب هايي که در خيابان ها صورت گرفته با من سخن مي گفت که گفتم من هم اين تخريب ها را محکوم مي کنم اما نکند منظورتان اين است که من و يا همسرم دست به تخريب زده ايم که حالا در زندان هستيم؟
بازجويي که خوشبختانه برخلاف بسياري از بازجوهاي بند ۲۰۹ هميشه خوشرو بود وخنده رو و در مقايسه با برخي از همکارنش تا حد زيادي مودب ،با خنده اي گفت
نه بابا !منظورم اين نبود .تو و همسرت عرضه آتش زدن و تخريب نداري
و من گفتم :”خدا را شکر مي کنم که عرضه چنين کارهايي را نداريم
همه اتهاماتي که در پرونده بهمن احمدي امويي هست ،همه و همه مربوط به حرفه روزنامه نگاري اش است .شما گفته ايد که هيچ روزنامه نگاري به خاطر حضور در تجمع به زندان نيفتاده است .يکي از مهم ترين اتهام هاي من و همسرم حضور در يکي –دو تجمع بوده است ،آن هم حضور به عنوان خبرنگار ،آن هم با دردست داشتن کارت خبرنگاري و حکم ماموريت از روزنامه هايي که برايش کار مي کرديم
اکنون بهمن به خاطر حضور در تجمع و به قول خانم امانپور نظاره کردن تجمع ها به زندان محکوم شده است .اتهام ديگر همسرم تباني عليه امنيت ملي است و مصداق اين اتهام مسووليت وي در يک سايت اينترنتي-خرداد نو – است که فرداي انتخابات تعطيل شده است
مي بينيد !هر صفحه اي از پرونده اش را که ورق بزنيد به شغل روزنامه نگاري اش باز مي گردد ،به فعاليت هاي يک روزنامه نگار که منتقد و مستقل بوده است
من از حقوق قضايي به اندازه شما سر در نمي آورم اما در همين مدت فهميده ام که تباني يعني اقدام مخفيانه و من نمي فهمم چگونه از طريق فعاليت روزنامه نگاري و يا انتشار مطالب در يک سايت اينترنتي مي توان کار مخفي کرد .هيچ چيز به اندازه کار روزنامه نگاري علني هست ؟چگونه کار علني رسانه اي تعبير به تباني و مخفي کاري عليه امنيت ملي مي شود؟
باز هم اگر حوصله داشتيد پرونده همسرم را ورق بزنيد :لازم بوده که دليل معنوي براي تباني عليه امنيت ملي برايش ذکر شود .مي دانيد چه دليلي به عنوان انگيزه معنوي جرم او مورد استناد قرار گرفته است :همکاري متهم با روزنامه هاي تندرويي همچون نوروز و ياس نو و خرداد .اين ها نيز فعاليت هاي مطبوعاتي است .نه؟اما نمي فهمم چگونه همکاري با روزنامه هايي که ده –دوازده سال قبل با مجوز دولت منتشر مي شده است ،اکنون مستند وقوع جرم همسرم در سال ۸۸ مي شود
حوصله کنيد و پرونده اش را باز هم ورق بزنيد .دليل ديگري هم به عنوان رکن معنوي اتهام تباني براي بهمن احمدي امويي ذکر شده است :او در تيرماه ۱۳۷۸ لحظاتي در تجمع دانشجويان در کوي داشنگاه به عنوان خبرنگار حضور داشته است و گزارش هايش نيز همان موقع در روزنامه اي که برايش کار مي کرده ،به چاپ رسيده است .اين مي شود رکن معنوي تباني بر ضد امنيت ملي در خرداد سال ۱۳۸۸؟
اتهامات ديگري نيز دارد ،مقالات انتقادي که در چارچوب قانون اساسي در باره دولت نهم نوشته است ،مصداق توهين به رييس جمهوري است و به خاطرش به حبس و شلاق محکوم شده است
آقاي لاريجاني !اکنون نزديک به هفتاد روزنامه نگار در زندان هاي جمهوري اسلامي هستند و بسياري از روزنامه نگاران چون من نيز با قرار وثيقه و در ناامني کامل به سر مي بريم .چون مي ترسيم هر مقاله اي از ما دليلي براي تبليغ عليه نظام و يا تباني بر ضد امنيت ملي قرار بگيردمن و اغلب همکارانم ترجيح مي دهيم کمتر مقاله و يا گزارشي بنويسيم. در احساس ناامني ما روزنامه نگاران همين قدر بس که اين نامه سرگشاده را قبل از انتشار در اختيار چند نفر از همکارانم قرار دادم .همگي مرا از انتشار اين نامه برحذر داشتند گفتند:”ممکن است به خاطر انتشار اين نامه تحت تعقيب قرار بگيري و دوباره به زندان بروي .ممکن است پرونده اي که در دادگاه داري با نوشتن اين نامه سنگين تر شود و به زندان طولاني تر محکوم شوي
آقاي لاريجاني !من اما با وجود همه اين توصيه ها اين نامه را منتشر مي کنم جون هنوز هم اميدوارم شايد با رسيدن صداي من به شما لحظه اي، فقط لحظه اي درنگ کنيد و به عنوان رييس ستاد حقوق بشر قوه قضاييه به فکر احقاق حق همکاران روزنامه نگارم بيفتيد .من هنوز اندکي اميد دارم .اميد دارم که شما اندوهگين باشيد که رکورد روزنامه نگاران زنداني را در جهان شکسته ايم و از چين يک ميليارد و اندي جمعيت پيشي گرفته ايم.من هنوز احتمال مي دهم شايد شما واقعا از پرونده هاي روزنامه نگاران زنداني خبر نداشته باشيد
====================
شنبه, ۸م اسفند, ۱۳۸۸
برگرفته از وبلاگ ژيلا بني يعقوب

0 comments:

Post a Comment