Subscribe:

Friday, July 31, 2009

جمهوری اسلامی فردا ۳۰ نفر را محاکمه می کند

با صدور کيفر خواست از طرف دادسرای انقلاب تهران، روز شنبه ۳۰ نفر به اتهام «شرکت در اغتشاش‌های خيابانی» محاکمه خواهند شد.علاوه بر اين اتهام، ساير موارد اتهامی در کيفر خواست صادره از جانب دادسرای عمومی و انقلاب تهران، مواردی مانند اقدام عليه امنيت کشور، اخلال در نظم عمومی و تخريب اموال عمومی و اماکن دولتی را نيز در بر می‌گيرد.خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) ضمن گزارش اين خبر درباره محاکمه ۳۰ نفر از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری، اعلام داشته که «تعدادی از متهمان با برخی از گروهک‌های محارب» ارتباط داشته‌اند که در اين صورت صدور احکامی که دربرگيرنده مجازات‌های سنگينی باشد محتمل به نظر می‌رسد.پیشتر دادستانی تهران در اطلاعیه‌ای اعلام کرده بود که دادگاه نخشتین گروه از «عوامل میدانی آشوب‌های اخیر» روز شنبه برگزار خواهد شد. دادستانی تهران همچنین یادآور شده بود که به زودی و پس از تکمیل پرونده‌های بقیه متهمان، دادگاه رسیدگی به اتهامات آنان نیز تشکیل و در اطلاعیه‌های بعد به اطلاع عمومی خواهد رسید.در همين حال آيت‌الله مکارم شيرازی، از مراجع تقليد قم که پيش از وقايع اخير بيشتر در زمره روحانيون نزديک به مراکز تصميم‌گيری سياسی دسته‌بندی می‌شد، در سخنانی در مشهد تأکيد کرد که «تکليف زندانيان اخير هر چه زودتر روشن شود».پيش از اين و از زمان خطبه دو هفته پيش نماز جمعه تهران که توسط اکبر هاشمی رفسنجانی ايراد شد، بحث آزادی زندانيان وقايع اخير به عنوان پيش شرط هر گونه تحول مثبتی در روند حوادث اخير مطرح بوده است.جدای از روحانيون بلندپايه‌ای مانند آقايان منتظری، صانعی، موسوی اردبيلی، بيات زنجانی، چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب مانند محمد خاتمی، مهدی کروبی و ميرحسين موسوی در هفته‌های بر آزادی زندانيان سياسی تأکيد کرده‌اند.«کهریزک زیر نظر نیروی انتظامی نبود»اين خبر در حالی انتشار می‌يابد که در هفته گذشته و در پی برملا شدن چگونگی به قتل رسيدن تعدادی از بازداشت‌شدگان اخير، فعاليت‌های بيشتری از نهاد‌های حکومتی و شخصيت‌های سياسی و مذهبی برای پايان دادن به التهاب‌ها و واکنش به افکار عمومی، ديده شد.بحث برانگيزترين موضوع در اين ميان اما، مسئله بازداشتگاه کهريزک بود که در اختيار نيروی انتظامی بوده و آنگونه که حميد درخشان‌نيا، قائم مقام دادگستری استان تهران، روز چهارشنبه اعلام کرد دادگستری تهران از دو سال پيش درخواست تعطيلی اين بازداشتگاه غيرقانونی را کرده بود.اما سعيد جليلی، نماينده رهبری در شورای امنيت ملی يکشنبه هفته گذشته اعلام کرد که به دستور آيت‌الله خامنه‌ای اين بازداشتگاه به دليل «غيراستاندارد» بودن تعطيل شده است. روز جمعه فرمانده نيروی انتظامی تهران، در مقام تکذيب ارتباط اين بازداشتگاه با نيروی انتظامی برآمد و گفت: «بازداشتگاه کهريزک زير نظر مراجع قضايی بوده و يک بازداشتگاه موقت محسوب نمی‌شد».عزيزالله رجب‌زاده اضافه کرد که «بازداشتگاه کهريزک يک بازداشتگاه مخفی نبوده و از گذشته‌های دور نيز وجود داشته است» وی در عين حال از تعيين کميته‌ای از سوی شورای عالی امنيت ملی خبر داد که در حال بررسی موضوع است.در ميان خبر شکل‌گيری کميته‌های رسيدگی مختلف، سايت خبری آينده نيز روز جمعه از «آغاز ديدار هيئت ويژه رهبری با خانواده‌‌های قربانيان» خبر داد.اين هیئت که ظاهراً در پی دستور آيت‌الله خامنه‌ای به سعيد جليلی، در مورد بررسی حوادث اخير و مشکلات آسيب‌ديدگان و قربانيان، شکل گرفته، روز پنجشنبه با عبدالحسين روح الامينی، پدر محسن روح الامينی، ديدار کرده است.آقای روح‌الامينی که در انتخابات اخير از مشاوران محسن رضايی بوده، در دولت محمود احمدی‌نژاد سمت مشاور وزير بهداشت را برعهده داشته و تنها کسی از ميان خانواده قربانيان حوادث اخير تهران بوده که اجازه يافته مراسم بزرگداشتی برای پسر کشته شده خود برگزار کند
منبع: رادیو فردا
Read more >>

اشیایی با قدمت 3 هزار سال پیش در روستائی در استان اصفهان کشف شد

واشنگتن، 30 ژوئیه (تلویزیون واشنگتن)—رروز پنج‌شنبه مقامات باستان شناسی ایران از کشف تصادفی اشیائی به قدمت 3 هزار سال پیش در روستای ایراج از توابع خور در حوالی شهرستان نائین در استان اصفهان خبر دادند.
محسن جاوری، رئیس اداره باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان، روز پنج‌شنبه به خبرگزاری مهر گفت «در پی كشف اتفاقی در روستای ایراج، كه در اواخر خرداد ماه سال جاری انجام گرفت، چند ظرف سفالی و سنگی كوچک با قدمتی برابر هزاره اول پیش از میلاد به دست آمد كه نشان می ‌دهد قدمت محوطه و تپه مذكور به حدود 3000 تا 3500 سال قبل می‌رسد.»
وی افزود کشف این اشیاء نشان می دهد که سكونت انسان در این محدوده تا هزاره اول پیش از میلاد سابقه دارد
منبع: خبرگزاری مهر
Read more >>

عکسی‌ از مادر سهراب در بهشت زهرا


Read more >>

خبری که بسادگی از کنار آن گذشتیم

دیروز در بین شعارهای مردم شعاری بگوش می رسید که به باور من اسباب نگرانی شدید سردمداران نظام ولایت فقیه را فراهم کرد و قطعا شب گذشته را همراه با کابوس هایی وحشتناک برای آنها به صبح رساند . آن شعار این بود : استقلال آزادی جمهوری ایرانی . زمانی که مردم علی رغم توصیه های قطب های مخالف جمهوری اسلامی به دادن شعارهای دیگر ، این شعار یعنی ، استقلال آزادی جمهوری ایرانی ، را سر دادند و جای اسلامی را با ایرانی تعویض کردند پیام بسیار رسا و نیرومندی را به سراسر جهان مخابره کردند . انعکاس این خبر در رسانه هایی مانند بی بی سی خود نشان از قدرت این پیام داشت .برای اولین بار احساس کردم این مردم هستند که به بعضی از رهبران اپوزیسیون خط می دهند و شاخص ها را تعیین می کنند نه آنها به مردم . نمی دانم چگونه ، چه زمانی و چه کسی برای اولین بار به طرح این شعار در بین مردم اقدام کرد اما مطمئنم اگر توده مردم اعم از شهری و روستایی ، بسیجی و سپاهی ، سلطنت طلب ، مجاهد خلق و . . . به محتوای این شعار ایمان بیاورند و تنها راه شکستن طلسم سیاه هزاران ساله استبداد را در ایران در تحقق این شعار ببینند ، قطع به یقین رفته رفته تمام جریانات سیاسی با هر گرایشی ناگزیر به پذیرفتن اصل جمهوری بدون هیچ کم و کاستی خواهند شد . هرچند که مطمئنا این شعار اینک فقط در حد یک شعار است اما قطعا به مذاق طیف چپ جمهوری اسلامی هم چندان خوش نخواهد آمد اما آنچه که در موقعیت کنونی به ما می افتد تلاش هرچه بیشتر برای آشنایی افکار عمومی با محتوا و حقانیت این شعار می باشد . فراموش نکنیم در هر نوشته و گفتاری نیاز کشورمان به یک حکومت از نوع جمهوری و فارغ از هرگونه پسوند و یا پیشوندی را یادآوری کنیم
استقلال آزادی جمهوری ایرانی
نویسنده : حمیدرضا میکائیل زاده
Read more >>

دادن رز قرمز به مردم در بهشت زهرا و فریاد یک جوان کتک خورده که میگوید من یک ایرانی هستم

Read more >>

1388 گفتگوی پلیس- بسیج - سپاه در بیسیم 8 مرداد

گفتگوی پلیس- بسیج - سپاه در بیسیم 8 مرداد ساعت شروع 4 بعد از ظهر.در شروع اول صحبتها در باره بهشت زهرا بود ولی در قسمت 2 و اواسط قسمت اول شنیدنی میشود ، مردم در بهشت زهرا بودند که بعد از ساعتها حضور مردم در مصلا و ولیعصر و چندین نقطه تهران
http://www.4shared.com/file/121815957/2de3b91c/8mordad.html

http://www.4shared.com/file/121805553/1ef4add1/8mordad2.html

منبع: سرباز کوروش
Read more >>

1388 صدای بیسیم بسیج وسپاه در روز 18 تیر

Read more >>

Thursday, July 30, 2009

عکس های دریافتی از تجمع روز پنج شنبه در اصفهان نزدیک ۳۳ پل

تصاویر زیر توسط یکی از خوانندگان خبرنامه گویا ارسال شده است. ارسال کننده این تصاویر محل آن را اصفهان، نزدیک ۳۳ پل و زمان آن را روز پنج شنبه ۸ مرداد ذکر کرده است

Read more >>

امروز نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی اصلا تعادل روحی روانی نداشتن ; دیوانه شده بودند


گزارش یکی از خوانندگان

من بعد از 22 خرداد 88 در اکثر تظاهرات و درگیریها شرکت داشتم ولی هیچگاه نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی را در این وضعیت نا متعادل ندیده بودم . امروز از مصلی به سمت میدان ولیعصر حرکت میکردیم ( بدلیل بسته بودن دربهای مصلی ) و این نیروها دایما به مردم حمله میکردن و در طی مسیر حرکت بارها موتورهایشان به یکدیگر برخورد میکرد و به روی زمین میافتادند و بعد از بلند شدن با فریاد به مردم فحش خواهر و مادر میدادند بعد با یکدیگر دعوا میکردن خصوصا نیروی انتظامی با بسیجی ها و اطلاعاتی ها و وقتی گاز اشک آور شلیک میکردن اصلا به جهت حرکت باد توجهی نداشتن و
اکثرا باد گاز را بسمت خودشان میبرد بعد فرار میکردن و و بی هوا بسمتی که هیچ کس در آنجا نبود سنگ پرتاب میکردن .وقتی یکنفر را میگرفتن با باطوم بطور وحشیانه به جانش میافتادند بعد ولش میکردن و وقتی مضروب دور میشد تازه دنبالش میکردند و وقتی نمتوانستند بگیرندش به بقیه مردم فحش خواهر و مادر میدادند و سپس خودشان فرار میکردند .در زمان شلیک گاز اشک اور با تفنگ اصلا نمیتوانستند فاصله را تخمین بزنند و بیشتر گازهای اشک آور بر روی پشت بامهایی میافتاد که هیچ کس در آنجا نبود بعد سر اینکه چه کسی تفنگ را بگیرد و شلیک کند با هم دعوا میکردند و آنقدر عصبی میشدند که بی هدف و بدون برنامه بسمت مردم حمله میکردند وقتی مردم فرار میکردند و نمیتوانستد مردم را بگیرند به جان پیرزنها و پیرمردها عابر پیاده میافتادند بعد می ایستادند و نگاه میکردندو سپس خودشان در جهت مخالف فرار میکردند و روبروی خودشان گاز اشک آور شلیک میکردند . خلاصه حسابی گه گیجه گرفته بودنددر میدان ولیعصر حداقل 3 بار دیدم که نیروهای انتظامی با اطلاعاتی ها درگیر شده اند و کار داشت به کلت کشی میافتاد . مردومو سریع متفرق کردن که این صحنه رو نبینن . اطلاعاتی ها از همه باحال تر بودن فیلم بردارا و عکاساشون انگار داشتن از عروس و داماد فیلم میگرفتن ( میخواستن خیلی هنری باشه ) بعد سریع با موتور عقب نشینی میکردن و به یگان ویژه آمار میدادن که کی رو بگیرن بعد وقتی یگان ویژه به مردم حمله میکرد یادشون میرفت قرار بوده چه کسی رو بگیرن بعد دوباره فرار میکردن و میرفتن از اطلاعاتی ها میپرسیدن کیرو باید میگرفتن و سپس دوباره به مردم حمله میکردن . صحنه های خیلی جالبی بود و بعضی از صحنه ها خیلی دردناک . این نیروهای سرکوب گر از این بی برنامه گی و عدم موفقیت در کنترل تظاهرات حسابی عصبانی شده بودند و این عصبانیت شون رو سره هر کسی که دشتشون میافتاد خالی میکردن و بطور وحشیانه طرف رو مورد ضرب و شتم قرار میدادند و با صدای بلند ( که همه بفهمند ) فحش های ناموسی میدادن . این نشون میده نیروهای سرکوب گر حکومت اسلامی در آستانه فروپاشی سازمانی و عملیاتی قرار گرفتن و این از عملکردشون کاملا مشخصه و این چیز خوبی برای مردم آزادی خواه ایران هست . به امید آزادی هرچه سریعتر مردم ایران از دست این حکومت فاشسیت اسلامی
منبع: وبلاگ آنتی دیکتاتور
Read more >>

یک شهید دیگر جنبش سبز: مصطفی کیارستمی


جوانی که در نمازجمعه 26 تیر به شهادت رسید
نام و مشخصات یک شهید دیگر جنبش سبز مردم ایران مشخص شد. شهید مصطفی کیارستمی که گناهی جز شرکت در اولین نمازجمعه سبز تهران نداشت، در حاشیه نمازجمعه با ضربه‌ی باتوم به سرش مصدوم شده و چند ساعت بعد به شهادت رسیده است.به گزارش «موج سبز آزادی»، مصطفی کیارستمی، متاهل و 22 ساله، در نمازجمعه 26 تیر ماه گذشته که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار شد، در مقابل دانشگاه تهران توسط نیروهای بسیجی و لباس شخصی مضروب می‌شود. نیروهای سرکوبگر دولت کودتا با باتوم به شدت بر سر این جوان برومند می‌کوبند، به نحوی که وی دیگر قادر به برگشت به منزل نبوده است. در نتیجه به ناچار با مادرش تماس می‌گیرد و تلفنی از وی درخواست کمک می‌کند.گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» حاکی است پس از آنکه مادر مصطفی او را به خانه باز می‌گرداند، متوجه وخامت حال وی می‌شود و پسرش را به بیمارستان کسری تهران منتقل می‌کند. اما این جوان بی‌گناه به علت خون‌ریزی مغزی ناشی از اصابت باتوم، همان شب فوت می‌کند؛ اما علت مرگ او، سکته‌ی مغزی اعلام می‌شود.پیکر این جوان شهید، روز شنبه بعد در گورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد و بدین ترتیب این جوان ناکام که تنها 22 سال داشته و به تازگی نامزد کرده بود، قربانی وحشیگری ماموران می‌شود؛ وحشی‌گری‌ای که سردار احمدی مقدم نامش را «زیاده‌روی» می‌گذارد.گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» حاکی است مادر این جوان شهید که از این اتفاق ناگوار بهت زده شده بود، تاکنون از افشای علت مرگ جوان 22 ساله و رشید خود بیمناک بود و هنوز هم از شوک ناشی از مرگ فرزندش بیرون نیامده است
منبع: موج سبز ازادی


Read more >>

خامنه ای خامنه ای مرگ به نیرنگ تو خون جوانان ما می چکد از چنگ تو

Read more >>

عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز

شعار خیلی از ایرانیان امروز: “عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز…..ایرانی با غیرت صاحب عزاست امروز”. بسیاری از ایرانیان امروز با سر دادن این شعار، به صورت غریزی با دست به سر خود میزدند. دل هایشان برای شهدایشان پرپر شده است که اینچنین میکنند. ایرانی روزهای دیگری هم گفته صاحب عزاست، و تمام آن روزها یک وجه مشترک شاخص دارند. همه آن روزها، روزهای مظلومیت حق، یا سمبلی از آن است. این بار هم خون حقیقت جویان توسط ظالمان، ایران را گلگون کرده است… پس بیایید با هم همصدا شویم که: “عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز…..ایرانی با غیرت صاحب عزاست امروز
Read more >>

عکس از سوگوارانی که در بهشت زهرا بر سر قبر سهراب اعرابی جمع شده اند ساعت ۷


Read more >>

عزا عزاست امروز روز عزاست امروزخیابان ولی عصر

Read more >>

هادی غفاری و تبریزی در بهشت زهرا

Read more >>

شعار مرگ بر دیکتاتور در واگن های متروـ ۸ مرداد 88

طبق اخرین اخبار از پرشین رادیو، شعار مرگ بر دیکتاتور واگن های متروی تهران را فرا گرفته و در وسط خیابان ها اتش روشن شده و مردم شعار می دهند : ندای ما نمرده ، خامنه ایه مرده
Read more >>

بیلبورد بزرگ ایران آزاد در ایالت میسوری آمریکا

Read more >>

علیرضا داوودی، دانشجوی چپ دانشگاه اصفهان در گذشت

عليرضا داوودي از فعالين چپگراي دانشگاه اصفهان كه در سال گذشته مدتي را در زندان بود و در سالهاي اخير با انواع احكام انضباطي و تعليقي در دانشگاه روبرو شده بود در سن 26 سالگي درگذشت.علت درگذشت اين فعال دانشجويي ايست قلبي اعلام شده است. اما در گفتگویی که با دوستان و آشنایان این دانشجو انجام شده حاکی از این است که از زمانی که علیرضا از زندان برای آخرین بار آزاد شده بود، در بیمارستان بستری شد و مدتها تحت مراقبت های پزشکی قرار داشت
منبع: وبلاگ اشتراک

Read more >>

یکی از شعار های مردم در بهشت زهرا

پرچم خرچنگ نمی خوایم، رهبر الدنگ نمی خوایم
Read more >>

ویدیو امروز بهشت زهرا قسمت دوم

Read more >>

ویدیو امروز بهشت زهرا

Read more >>

پخش زنده تظاهرات مردم در بهشت زهرا از رادیو صدای ایران

Read more >>

خبرگزاری فرانسه: پرتاب سنگ بسوی پلیس در بهشت زهرا

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران اعلام کرد، تجمع کندگان امروز در گورستان بهشت زهرا بسوی ماموران پلیس سنگ پرتاب کردند. ماموران پلیس ضد شورش هنگامی که از ورود مهدی کروبی به این محل جلوگیری می کردند از سوی تجمع کنندگان با سنگ مورد حمله قرار گرفتند. گزارش شاهدان حاکیست چندین نفر تا کنون توسط ماموران بازداشت شده اند. میرحسین موسوی نیز دقیقه ای‌ پس از پیاده شدن از ماشین با فشار نیروهای پلیس ضد شورش مجبور به ترک بهشت زهرا شد
Read more >>

موسوی را از بهشت زهرا به بیرون فرستادند

میرحسین موسوی، امروز پنج‌شنبه دقایقی پس از ورود به گورستان بهشت زهرای تهران توسط نیروهای دولتی با اِعمال زور، از این محل اخراج شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی، آقای موسوی، از کاندیداهای معترض انتخاباتی، موفق شده‌بود از اتوموبیل خود پیاده شده و خود را به سنگ مزار ندا آقاسلطان برساند. ولی به او اجازه تلاوت آیات قرآن داده نشد و پلیس ضد شوروش با محاصره آقای موسوی وی را به اتوموبیلش بازگرداندند. به گفته شاهدان عینی، چند صد نفر از سوگواران حاضر شعار «یا حسین میرحسین» سر دادند که با ضرب و شتم نیروهای دولتی مواجه شدند. خبرهای دریافتی هم‌چنین از بازداشت تعدادی از سوگوراان حکایت دارد. به گزارش خبرگزاری فرانسه تعداد نیروهای مسلح دولتی که در بهشت زهرا مستقر هستند بیش از ۱۵۰ نفر است. امروز به مناسبت روز چهلم کشته شدن ندا آقاسلطان گروهی از معترضان در گورستان بهشت زهرا گرد هم آمده‌اند. مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات و مادر ندا نیز قرار است امروز در بهشت زهرا بر سر مزار کشته‌شدگان حوادث اخیر یابند. شاهدان عینی می‌گویند که تمرکز استقرار نیروهای انتظامی به‌ویژه در اطراف گور ندا آقاسلطان است. ندا آقاسلطان دختری بود که روز شنبه ۳۰ خرداد در طی سرکوب شدید اعتراضات خیابانی توسط نیروهای دولتی در منطقه کارگر شمالی به ضرب گلوله کشته شد. تصاویر صحنه مرگ ندا که با تلفن همراه ضبط شد او را به نماد معترضان بدل کرده‌است. بازداشت دو فیلم‌ساز به گزارش تارنمای میدان زنان، دو تن از فیلم‌سازان ایرانی، مهناز محمدی و جعفر پناهی، در بهشت زهرا بازداشت شده‌اند. این دو فیلمساز، صبح امروز برای گل گذاشتن بر سر مزار جانباختگان وقایع اخیر به بهشت زهرا رفته بودند که حدود ساعت ۲ بعد از ظهر، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. هنوز هویت بازداشت‌کنندگان مشخص نشده‌است. جعفر پناهی، فیلمساز معتبری است که تاکنون برای فیلم‌های متعدد خود از جمله «آفساید»، «بادکنک سفید»، «آینه» و ... جوایز بسیاری را از آن خود کرده‌است. مهناز محمدی، فعال حقوق زنان نیز سال‌هاست به عنوان مستندساز فعالیت می‌کند. مستند «زنان بدون سایه» از برجسته‌ترین کارهای اوست که به خاطر آن در ایران و خارج از ایران جوایز زیادی دریافت کرده‌است. وی اخیرا به همراه رخشان بنی اعتماد، مستند
Read more >>

مصلی تهران ، میدان فاطمی و خیابان های منتهی به آن بوسیله گاردهای ضد شورش بسته شده است

Read more >>

گزارش لحظه به لحظه گاردین از حوادث بهشت زهرا

آخرین مطالب: الجزیره: پلیس ضدشورش با باتون به عزاداران حمله کرد. پلیس ورودی های بهشت زهرا را مسدود کرده. فریاد ضد دیکتاتور به گوش می رسه. میرحسین را مجبور کردن بهشت زهرا رو ترک کنه
Read more >>

درگيري در مقابل دروازه اصلي بهشت زهرا

نيروهادرمقابل دروازه اصلي بهشت زهراجلوي شرکت کنندگان را ميگيرنددر آنجا درگيري هايي آغاز گشته است
Read more >>

شعار ها در بهشت زهرا شروع شده است / ندای ما نمرده، این دولته که مرده

ندای ما نمرده، این دولته که مرده؛ مرگ بر دیکتاتور؛ می کشم می کشم، آنکه برادرم کشت. اینها شعار هایی هستند که مردم همکنون در بهشت زهرا سر می دهند.
Read more >>

سی ان ان: حضور هزاران نفر بر سر مزار ندا

شبکه تلویزیونی سی ان ان در خبری فوری اعلام کرد بیش از 2 هزار نفر هم اکنون بر سر مزار ندا آقا سالطان در گورستان بهشت زهرا حضور دارند و مراسم چهلم او را برگزار می کنند. این در حالیست که صدها تن از نیروهای پلیس ضد شورش نیز در محل مستقر شده اند. گزارش شده پلیس علیه تجمع کنندگان دست به خشونت زده است
Read more >>

موسوی را از بهشت زهرا بیرون کرده اند

Read more >>

عليرضا افتخاري ، يکي ديگر از شهداي قيام

بنا بر خبر دريافتي جسد شهيد عليرضا افتخاري، جوان 24 ساله اي که در جريان جنبش اخير مفقود شده بود,بعد از 25 روز بي اطلاعي خانواده اش, روز دوشنبه 22 تير تحويل خانواده اش داده شده است

Read more >>

در اخرین خبرهای رسیده از بهشت زهرا جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می شود ماموران شروع به پرتاب گاز اشک اور کردند و عده ای را مورد ضرب و شتم قرار دادند

Read more >>

خاک‌سپاری پیکر زنده‌یاد سیف‌الله داد

سیف‌الله داد، کارگردان سینمای ایران که مدت‌ها از بیماری سرطان رنج می‌برد، صبح روز سه‌شنبه بر اثر سکته قلبی در ۵۴ سالگی درگذشت.پیکر زنده‌یاد سیف‌الله داد، نه صبح امروز (چهارشنبه) از مقابل ساختمان خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان تشییع و با حضور اهالی سینما در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد



Read more >>

موسوی وارد بهشت زهرا شد

به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی، میرحسین موسوی، کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری لحظاتی پیش وارد بهشت زهرای تهران شد.بنا بر این گزارش امروز هم‌چنین در حدود ۱۵۰ تن از نیروهای مسلح دولتی در بهشت زهرای مستقر شده‌اند. به گزارش خبرگزاری الجزیره، نیروهای دولتی مانع سوگواری جمعیت حاضر شده و در حال متفرق کردن سوگواران هستند.
برنامه مراسم چهلم کشته شدن ندا آقاسلطان در بهشت زهرا امروز جریان دارد.
مهدی کروبی، نامزد معترض به نتیجه انتخابات و مادر ندا نیز قرار است امروز در بهشت زهرا بر سر مزار کشته‌شدگان حوادث اخیر یابند.
شاهدان عینی می‌گویند که تمرکز استقرار نیروهای انتظامی به‌ویژه در اطراف گور ندا آقاسلطان است.ندا آقاسلطان دختری بود که روز شنبه ۳۰ خرداد در طی سرکوب شدید اعتراضات خیابانی توسط نیروهای دولتی در منطقه کارگر شمالی به ضرب گلوله کشته شد.
تصاویر صحنه مرگ ندا که با تلفن همراه ضبط شد او را به نماد معترضان بدل کرده‌است
منبع: رادیو زمانه
Read more >>

جعفرپناهی(کارگردان و فیلم ساز)و مهناز محمدی در بهشت زهرا بازداشت شدند

برخی گزارش ها حاکی است جعفر پناهی فيلم ساز و کارگردان سرشناس سينمای ايران و مهناز محمدی ، فعال حقوق زنان و مستندساز بعد از ظهر امروز در بهشت زهرای تهران بازداشت شدند. به نوشته سايت ميدان زنان، اين دو فيلمساز، صبح امروز برای گذاشتن گل بر سر مزار جانباختگان رويدادهای پس از انتخابات به بهشت زهرا رفته بودند که حدود ساعت ۲ بعد از ظهر، بازداشت و به مکان نامعلومی برده شده اند
منبع: خبرنامه امیرکبیر
Read more >>

بزرگداشت شهدای نهضت سبز در قطعه 257 بهشت زهرا، ساعت 16روز پنجشنبه

قلم - مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی و با حضور بر مزار شهدای ٣٠ خرداد در چهلمین روز شهادت آن عزیزان، یاد وخاطره شان را گرامی می دارند.
به گزارش قلم نیوز، پس از ارایه نشدن مجوز قانونی از سوی وزارت کشور برای برگزاری مراسم چهلم جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد در مصلی تهران، دفاتر کروبی و موسوی اعلام کردند که مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار شهدای حوادث اخیر در کنار خانواده هایشان یاد و خاطره آنان را گرامی می دارند.
این مراسم، عصر پنجشنبه ساعت ١٦ بر سر مزار ندا آقا سلطان واقع در قطعه 257 بهشت زهرا آغاز می شود
Read more >>

کشته شدن یک خبرنگار در جریان اعتراض‌های اخیر ایران تأیید شد

سازمان گزارشگران بدون مرز کشته شدن علیرضا افتخاری خبرنگار سابق روزنامه ابرار اقتصادی بر اثر ضربات باتوم و خونریزی مغزی ناشی از آن را تأیید کرد
سازمان گزارشگران بدون مرز کشته شدن علیرضا افتخاری خبرنگار سابق روزنامه ابرار اقتصادی بر اثر ضربات باتوم و خونریزی مغزی ناشی از آن را تأیید کرد.
بنابر اعلام این نهاد بین‌المللی مدافع خبرنگاران، علیرضا افتخاری خبرنگار ۲۹ ساله روز ۲۵ خرداد کشته شده اما پیکرش نزدیک به یک ماه بعد در روز ۲۲ تیر به خانواده‌اش تحویل شده است.علیرضا افتخاری به مدت پنج سال از روزنامه‌نگاران ارشد روزنامه ابرار اقتصادی بود و تا یک سال پیش با این روزنامه همکاری می‌کرد.سازمان گزارشگران بدون مرز با تأسف از کشته شدن این خبرنگار در جریان راهپیمایی مسالمت‌آمیز روز ۲۵ خرداد در بیانیه مطبوعاتی خود تأکید کرد که «علیرضا افتخاری اولین روزنامه‌نگار کشته شده در پی سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم به تقلب و تخلف درانتخابات ۲۲ خرداد است.»گزارشگران بدون مرز ضمن ابراز نگرانی از وضعیت سلامت روزنامه‌نگاران زندانی که از همه حقوق خود محروم شده‌اند، همچنین افرود که قاطعانه از مقامات ایران خواهان پاسخ در باره قتل این روزنامه‌نگار و روشن شدن علت و چگونگی کشته شدن این روزنامه‌نگار است.اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، روز ۲۳ تیر یک روز پس از تحویل پیکر بی‌جان علیرضا افتخاری، بدون اشاره به کشته شدن او، به خبرگزاری مهر گفته بود: «در مواقع اضطرار تشخیص خبرنگاران از دیگر افراد برای مأموران یگان ویژه به سادگی ممکن نیست.»وی همچنین هشدار داده بود که «در مواقع بحران و اغتشاشات خبرنگاران و اهالی رسانه باید با هماهنگی پلیس امنیت در صحنه حاضر شوند تا هیچ آسیبی به آنها نرسد.»گزارشگران بدون مرز همچنین روز سه‌شنبه به توقیف روزنامه صدای عدالت از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات اعتراض کرد و با ابراز نگرانی از وضعیت سعید حجاریان مدیر مسئول روزنامه توقیف شده «صبح امروز» اعلام کرد که «سعید حجاریان بنا بر اظهارات خانواده و نزدیکانش شدیداً شکنجه و مورد بدرفتاری مأموران امنیتی قرار گرفته و در خطر جدی است.»عضویت در شبکه تهیه عکسهمزمان خبرگزاری دولتی ایرنا، روز چهارشنبه هفتم مرداد مجید سعیدی و ساتیار امامی دو خبرنگار عکاس را که از ۲۰ تیرماه در بازداشت به سر می‌برند به «عضویت در شبکه تهیه عکس از اغتشاشات تهران و ارسال تصاویر برای رسانه‌های دشمن» متهم کرد و افزود که شناسایی سایر عکاسانی که از اعتراضات تهران تصویر تهیه کرده‌اند، ادامه دارد.خبرگزاری رسمی دولت همچنین که از این دو عکاس با اسامی اختصاری «م.س و س.الف» نامبرد و ادعا کرد که آنها «برای انجام مأموریت خود به ویژه برای ارسال تصاویر مورد نظر از مدت‌ها پیش تحت آموزش قرار گرفتند.»انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران می‌گوید که هم اکنون مجید سعیدی، ساتیار امامی، توحید بیگی، مرجان عبداللهیان، و كوروش جوان، پنج عکاس خبری هستند که در بازداشت نهادهای امنیتی قرار دارند.بر اساس اعلام انجمن صنفی روزنامه‌نگاران و سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین هنگامه شهیدی، سمیه نصرتی، ژیلا بنی‌یعقوب، شیوا نظرآهاری، سمیه توحیدلو، مریم عبداللهی، فاطمه خاوری، مهسا امرآبادی، محمد عطریانفر، محمد قوچانی، احمد زیدآبادی، سعید لیلاز، بهمن احمدی امویی، کیوان صمیمی بهبهانی، عبدالرضا تاجیک، و مسعود باستانی از جمله خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بازداشت شده در روزهای پس از انتخابات، همچنان زندانی هستند.مازیار بهاری خبرنگار نیوزویک در ایران، سعید موحد گزارشگر ایرانی‌تبار خبرگزاری فرانسه، و رضا رفیعی فروشانی، روزنامه‌نگار آزاد که سابقه همکاری با مجله تایم را دارد، نیز چندین هفته است که از سوی مأموران امنیتی بازداشت شده‌اند
منبع خبر : رادیو فردا
Read more >>

مادر ندا: «به دلایلی» نمی توانم در مراسم شرکت کنم

سایت روز: مادر ندا آقا سلطان که پیش از این اعلام کرده بود روز چهلم دخترش بر سر مزار او در بهشت زهرا حاضر خواهد شد، دیشب اعلام کرد «بنا به دلایلی» نمی تواند طبق قرار قبلی عصر روز پنج شنبه در بهشت زهرا حضور بیابد اما مسوولیتی در قبال کسانی که خود این مراسم را برگزار می کنند ندارد.
مادر ندا آقا سلطان روز گذشته در جمع چند نفر از فعالان و خانواده هایی که برای تسلیت به خانه او رفته بودند اعلام کرد که بنا به دلایلی نمی تواند عصر فردا بر مزار دخترش حاضر شود. او پیش از این اعلام کرده بود تا کنون برای دخترش هیچ مراسمی نگرفته است اما روز چهلم او بر مزارش در قطعه 257 بهشت زهرا سوگواری خواهد کرد،روز گذشته گفت به دلایلی قادر نیست بر قول خود بماند. او تنها به گفتن این مطلب بسنده کرد که :نمی توانم مسوولیت جان بچه های مردم را به عهده بگیرم. اعلام می کنم که من و خانواده ام نمی رویم اما مسوولیتی در قبال رفتار مردم نداریم. امروز ندا فقط فرزند من نیست. فرزند همه مردم است و من فقط برای خودم می توانم تصمیم بگیرم
Read more >>

Wednesday, July 29, 2009

داستان شهادت حسین اخترزند و تصاویر

برخلاف اینکه امنیتی ها تاکیید داشتند که او خودش در اثر غفلت افتاده اما آثار جراحات زیاد روی دست چپ ، پای چپ و راست ، کمر ، پهلو و پارگی عمیق دست راست ( که در برگه ی پزشکی قانونی نیز ثبت شده است ) و نیز شاهدانی که آنجا بوده اند و صدای ضرب و شتم و فریادهای حسین را شنیده اند ، همگی گواهی است بر اینکه او قبل از افتادن مورد ضرب و شتم زیادی قرار گرفته است

در روز 25 خرداد در درگیریهای اصفهان یکی از دوستان ما به نام “حسین اخترزند ” به طرز وحشیانه ای به شهادت رسید. “حسین اخترزند ” فرزند مرحوم مرتضی ، 32 ساله (متولد 27 آذر ماه سال 1355) نان آور خانواده بود . وی در روز دوشنبه25 خرداد ماه بعد از کار به سمت دروازه شیراز حرکت می کند .آنجا کانون در گیریها بوده و عده ای بسیجی و لباس شخصی به دنبال تعدادی از مردم می گذارند .و حدود 15 نفر از مردم از درب پارکینگ مجتمع پزشکان (واقع در دروازه شیراز – بن بست هاله )وارد ساختمان می شوند و هر کدام به طبقه و یا اتاقی پناه می برند . اما متاسفانه حسین و یک نفر دیگر که هنوز نامش را نمی دانیم در پشت بام طبقه سوم به دست بسیجی ها می افتند و مورد ضرب و شتم بسیار زیادی قرار می گیرند و بسیجی های بیرحم آنها را از طبقه ی سوم به پایین پرتاب می کنند .
شخص دیگر که همراه حسین بوده به دست لباس شخصی ها می افتد و طبق گفته های شاهدان ، پرچمی دور بدنش پیچیده و او را به مکان نا معلومی برده اند . اما بدن نیمه جان حسین را چند تن از مردم می بینند و یک پزشک انسان دوست با بیمارستان شریعتی (واقع در 100متری محل وقوع ) تماس گرفته و اورژانس به محل حادثه آمده است . و علیرغم مداخله ی نیروهای امنیتی که اجازه ی بردن حسین به بیمارستان را نمی داده اند ، مردم تجمع کرده و با آمبولانس او را به بیمارستان رسانده اند .اما متاسفانه در شامگاه در مقابل چشمان مادر و خواهر و برادرانش جان سپرد .البته به گفته ی یکی از پرستاران وضعیت حسین آنقدر وخیم بود که مرگ از زندگی برایش بسیار بهتر بود .زیرا که او قطع نخاع شده بود و هیچ جای سالمی در بدنش نمانده بود .
نیروهای امنیتی به خانواده حسین تاکیید داشتند که او در اثر سهل انگاری روی ایرانیتهای پوسیده ی پشت بام افتاده و کشته شده است .حتی یکی از فرماندهان سپاه چند روز پیش در یک سخنرانی باکمال بی شرمی اعلام کرد که ما در اصفهان تنها یک کشته داشتیم آنهم به خاطر استعمال مواد مخدر ( شیشه ) بوده است .
نیروهای امنیتی فشارهای زیادی را بر این خانواده وارد داشتند و از همه نزدیکان تعهد گرفتند که کشته شدن حسین را تصادف اعلام کنند تا جنازه وی را تحویل دهند . حتی در مراسم ختم 5 نفر مسلح ( 3 مرد و 2 زن ) را آوردند که مراقب اوضاع باشند . تمام مراحل کفن و دفن او را یکی از عوامل خودشان انجام داد و حتی زیارت عاشورا که موقع خاک سپاری خوانده شد را نیز یکی از همین افراد خواند . ضمن اینکه موقع حمل تابوت از گفتن “الله اکبر” جلوگیری کردند !!!
اما خدا را شکر با همه ی این فشارها تمام مردم اصفهان از این قضیه خبردار شدند و حتی آقای نکوئی ( رئیس ستاد میرحسین موسوی در اصفهان ) نیز در مراسم وی شرکت داشت .
این خبر در بسیاری از سایت ها و وبلاگها درج شده است .
برخلاف اینکه امنیتی ها تاکیید داشتند که او خودش در اثر غفلت افتاده اما آثار جراحات زیاد روی دست چپ ، پای چپ و راست ، کمر ، پهلو و پارگی عمیق دست راست ( که در برگه ی پزشکی قانونی نیز ثبت شده است ) و نیز شاهدانی که آنجا بوده اند و صدای ضرب و شتم و فریادهای حسین را شنیده اند ، همگی گواهی است بر اینکه او قبل از افتادن مورد ضرب و شتم زیادی قرار گرفته است . امیدواریم این خبر را به گوش تمام جهان برسانید تا همه بدانند ” حسین اخترزند” را بیرحمانه تر و سنگدلانه تر از بقیه کشتند .
آدرس منزل حسین : اصفهان . خیابان رباط دوم (شهید رضی) . خیابان مخابرات . کوچه سلطانی . فرعی اول سمت راست . منزل اول سمت چپ (در سبز رنگ) . طبقه ی دوم .
آدرس قبر : باغ رضوان . قطعه 17 . بلوک 1 .
منبع خبر : کودتا نیوز

Read more >>

مصاحبه با یک روزنامه نگار درباره بازداشتگاه کهریزک

بازداشتگاه مستقیما تحت نظر اطلاعات ناجا یا همان نیروی انتظامی است. کهریزک در جنوب تهران در وسط بیابان واقع شده است. براساس آنچه ما شنیده ایم حدود دو سه سوله در این منطقه قرار دارد. داخل هر سوله ۲۰ کانتینر یا ۱۰ کانیتر وجود دارد
از همان زمان تعدادی از فعالان حقوق بشر و انجمن دفاع از حقوق زندانیان به نحوه بازداشت و برخوردها اعتراض داشتند.
اما آنچه نام کهریزک را باز در صدر اخبار قرار داد، این بود که در ناآرامی های اخیر ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری تعدادی از بازداشت شدگان را به این مرکز منتقل کردند.
آنچه در زیر می خوانید، گفت و گویی است با حنیف مزروعی، فرزند رجبعلی مزروعی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، درباره بازداشتگاه کهریزک.
حنیف مزروعی روزنامه نگار و وبلاگ نویس در مورد این بازداشتگاه می گوید: " بازداشتگاه مستقیما تحت نظر اطلاعات ناجا یا همان نیروی انتظامی است. کهریزک در جنوب تهران در وسط بیابان واقع شده است. براساس آنچه ما شنیده ایم حدود دو سه سوله در این منطقه قرار دارد. داخل هر سوله ۲۰ کانتینر یا ۱۰ کانیتر وجود دارد." آقای مزروعی می گوید بازداشت شدگان را داخل این کانتینر نگه می دارند، او اضافه کرد:" در حوادث اخیر گفته می شود که بین ۲۰ تا ۴۰ نفر را در هر کانتینر به زور جای می دهند. این در حالی است که در هر کانتینر بیشتر از پنج نفر را نباید جای داد."
به گفته این روزنامه نگار تنها محفظ هوایی این کانتینرها یک سوراخ کوچک است که هوا از آن وارد می شود.
آقای مزروعی ادامه داد:" براساس گفته کسانی که آزاد شدند،نور مستقیم آفتاب به این کانتینرها می تابد و هوای داخل آن بسیار گرم است. به لحاظ بهداشتی نیزوضعیت بازداشت شدگان نامناسب است. "
آمار متفاوتی از تعداد بازداشت شدگان در کهریزک منتشر شده است، اما حنیف مزورعی می گوید در بیشترین حالت حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر در این بازداشتگاه زندانی بودند که این آمار با توجه به مشکلات بهداشتی و فضای این مرکز بسیار زیاد است.
حنیف مزروعی در مورد تاثیر انتشار دستور رهبر ایران در مورد تعطیلی این بازداشتگاه می گوید:" قبل از اعلام خبر تعطیلی بازداشتگاه، کهریزک ۱۰ روز است که تعطیل شده است و طبق آخرین اطلاعات حدود ۴۰ نفر از باقی ماندگان به زندان اوین منتقل شدند."
این روزنامه نگار با اشاره به برخورد خشن با بازداشت شدگان در کهریزک می گوید:" گفته شده که بازداشت شده ها را با انواع کابل و شلنگ مورد ضرب و شتم قرار داده اند، همچنین گفته می شد که بازداشت شدگان روز ۱۸ تیرماه را در آنجا لخت کرده، پس از اینکه آب فشار قوی روی آنها گرفته اند، آنها را با شلنگ و کابل کتک زدند." آقای مزورعی با اشاره به نظارت نیروی انتظامی بر این بازداشتگاه می گوید قوه قضائیه نظارت مستقیمی بر این بازداشتگاه نداشت، اما اطلاعات ناجا این بازداشتگاه را اداره می کرد اما خطر دیگری هم وجود دارد.
او در این خصوص توضیح می دهد: "در بعضی از مراکز سپاه یا بازداشتگاه پاسارگاد در جنوب غربی تهران حتی اسم بازداشت شدگان نیز ثبت نمی شود."
این روزنامه نگار افزود: "یکی از دوستان ما که روزنامه نگار است،چند وقت پیش بازداشت شده بود و دراین بازداشتگاه مورد ضرب وشتم قرار گرفت. برای پاسخگویی به یک سئوال به قدری سرش را به میز می کوبیدند که از حال می رفته است."
به گفته حنیف مزروعی، از وضعیت بازداشتگاه پاسارگاد اطلاعات دقیقی در دست نیست. این بازداشتگاه متعلق به سپاه است و هیچ نهاد قضایی دسترسی به این بازداشتگاه ندارد. بازداشتگاه پاسارگاد پیش از این کارخانه اسلحه سازی بوده است
منبع خبر : بی بی سی
Read more >>

حضور کروبی و موسوی بر مزار شهدای ٣٠ خرداد

سحام نیوز : مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار شهدای ٣٠ خرداد در چهلمین روز شهادت ان عزیزان یاد وخاطره شان را گرامی می دارند . به گزارش سحام نیوز به دنبال عدم ارایه مجوز از سوی وزارت کشور برای برگزاری مراسم چهلم جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد در مصلی بزرگ دفاتر کروبی و موسوی اعلام کردند که مهدی کروبی و میرحسین موسوی با حضور بر مزار جان باختگان حوادث اخیر در کنار خانواده هایشان یاد وخاطره انان را گرامی می دارند . این مراسم عصر پنج شنبه (فردا) ساعت ١٦ بر سر مزار جان باختگان حادثه ٣٠ خرداد برگزار می شود
Read more >>

قصه جوانی که خواستند بکشندش ولی زنده ماند: جنبش اصالت دارد

شرح ملاقات معصومه ابتکار با یکی از آسیب دیدگان جنبش
چند روز پیش به عیادت امیر رفتم. امیر یکی دیگر از جوانانی است که در انتهای راهپیمایی عظیم و آرام ٢۵ خرداد معترضان به نتایج انتخابات اخیر صدمه دیده است. او حتی در این تظاهرات حضور نداشته و در بازگشت از فرودگاه مهرآباد و در مسیر خانه مورد حمله قرار می گیرد.
امیر جوانی با ایمان از خانواده ای متدین است که پدرش از مبارزین پیش از انقلاب بوده و شاید نیمی از ثروتش را طی دوران جنگ به انحاء مختلف مصروف جبهه های دفاع مقدس کرده است.
امیر می گفت: به میدان آزادی که رسیدم حدود ساعت 8 شب بود. همانطور که به تنهایی داشتم از گوشه ای حرکت می کردم تعداد زیادی از افراد باتوم به دست و کلاه به سر را دیدم که به سویم می آیند، اما با خود فکر کردم به من که کاری ندارند و آرام از گوشه ای به راهم ادامه دادم که ...
امیر حالا حدود 40 روز است که بر روی یک تخت در حالی که از گردن به پایین فلج است، خوابیده و شرایط تلخی را می گذراند.
می گفت: دهها ضربه باتوم خوردم و در حالی که هیچ دفاعی نداشتم ناگهان تیری به صورتم اصابت کرد و بعد هم دو گلوله خلاص به سرم ...
زنده ماندن امیر یک معجزه است. گلوله ای در کنار چانه او شلیک شده که پس از عبور از کنار فک در نزدیکی نخاغ ایستاده است و دو گلوله ای که به سرش زده اند، پوست را صدمه زده و مغزش آسیبی ندیده است.
امیر با صدایی آرام در حالیکه از اکسیژن استفاده می کرد و جملاتش را مقطع به زبان می آورد، می گفت: حتما خداوند حکمتی داشته که این اتفاق برایم رخ داد. من راضیم به رضای او ...
چشمم به صورت پدر پیرش افتاد که با عشق و اشک او را نگاه می کرد
Read more >>

کشته شدن حسین اکبری در اعتراض‌های روزهای پس از انتخابات

حسین اکبری یکی دیگر از جوانانی است که پس از بازداشت شدن توسط نیروهای امنیتی در اعتراض‌های روزهای پس از انتخابات ایران، کشته شده است
خبرگزاری هرانا : حسین اکبری یکی دیگر از جوانانی است که پس از بازداشت شدن توسط نیروهای امنیتی در اعتراض‌های روزهای پس از انتخابات ایران، کشته شده است. این در حالی است که تا تاریخ 30/4/88 و با پی‌گیری خانواده‌اش از طریق دادگاه انقلاب و بازداشت‌گاه اوین و دیگر بازداشت‌گاه‌های موجود در تهران، هیچ اطلاعی از سرنوشت وی یا محل نگه‌داری‌اش در دست نبود. در روز 31/4/88 با تماسی که با خانواده‌اش گرفته شد، از آن‌ها خواسته شد تا به بیمارستان امام‌خمینی، برای تحویل گرفتن جسد فرزند خود مراجعه کنند و با مراجعه‌ی آن‌ها مشخص شده است که دلیل کشته شدن وی بر اثر ضربه‌ی مغزی بوده و روی بدن او آثار متعدد باتوم دیده شده است. هم‌چنین تاریخ دقیق شهادت‌اش مشخص نیستو پیکر وی صبح روز یکشنبه 4/5/88 در قطعه‌ی 219 بهشت زهرا تهران در کنار مادر مرحوم وی به خاک سپرده شد
Read more >>

هویت یکی دیگر از جانباختگان فاش شد: سعید عباسی

سعيد عباسي، 27 ساله و مجرد، مغازه‌دار در محله‌ی سلسبيل (خیابان رودکی) تهران و خود ساکن محله‌ی پونک بوده که در روز 30 خرداد با اصابت گلوله از ناحیه‌ی سر، در مقابل دیده‌ی پدرش و سایر مغازه‌داران به شهادت رسیده است
سعید عباسی، 27 ساله، از کسبه‌ی محله‌ی سلسبیل بوده که بر اثر اصابت گلوله به سرش به شهادت رسیده است.بر اساس گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» سعيد عباسي، 27 ساله و مجرد، مغازه‌دار در محله‌ی سلسبيل (خیابان رودکی) تهران و خود ساکن محله‌ی پونک بوده که در روز 30 خرداد با اصابت گلوله از ناحیه‌ی سر، در مقابل دیده‌ی پدرش و سایر مغازه‌داران به شهادت رسیده است.این گزارش حاکی است پیکر او را تنها در ازای دریافت پول و تعهد مبنی بر اینکه هیچ شکایتی از کسی ندارند، تحویل داده‌اند.در این گزارش همچنین تصریح شده که وقتی برخی مأموران به عنوان دلجویی به منزل خانواده‌ی این شهيد مراجعه می‌کنند، مرگ فرزند آنها را به «اغتشاشگران» نسبت می‌دهند و سپس از این خانواده‌ی داغدیده می‌‌خواهند که نام شهید را به عنوان بسیجی ثبت کند تا از مزاياي خانواده‌ی شهيد بودن استفاده کنند؛ که این درخواست با واکنش شديد والدين این شهيد روبه‌رو می‌شود و آنها مأموران را از خانه بيرون می‌کنند


Read more >>

انتشار هویت یکی دیگر از شهدای 25 خرداد /داود صدری را تیرانداز پایگاه مقداد کشت


در پی انتشار تدریجی اسامی شهدای وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری، هویت یکی دیگر از این کشته شدگان روشن شد: داودصدری؛ 25 ساله. او روز 25 خرداد و در پی شلیک گلوله از بام پایگاه بسیج مقداد، جان خویش را از دست داد. داوود صدری 25 ساله، تکنیسین برق در شامگاه 25 خرداد در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم در میدان آزادی تهران و درپی شلیک گلوله از بام پایگاه بسیج مقداد در ابتدای بزرگراه جناح به شهادت رسید. پیکر نیمه جان وی به همراه 17 مضروب دیگر به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل گردید و ساعاتی بعد بر اثر شدت جراحات وارده ناشی از اصابت گلوله به قلب و طحال وی درگذشت. خانواده وی در همان ساعات اولیه به جستجوی فرزند خود پرداختند ولی تا 5 روز پس از آن تنها با اظهار نظرهای ضد و نقیض مسئولین امر در خصوص نحوه کشته شدن، ضاربان و محل نگهداری جنازه وی مواجه گردیدند. علی جمالی عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران و از بستگان داوود صدری در گفتگو با "روز" می گوید: "خانواده صدری از همان لحظه شنیدن خبر به بیمارستان مراجعه کردند اما مسئولین بیمارستان از هرگونه پاسخگویی در خصوص وضعیت وی امتناع کردند. حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان رسول اکرم مشهود بود و پس از مدتی خبر فوت داود صدری به خانواده وی اعلام شد ولی از تحویل جنازه ایشان خودداری نمودند." گفتنی است از 18 زخمی که در 25 خرداد به این بیمارستان منتقل شده بودند 8 نفر فوت کردند. جنازه این 8 نفر به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد، اما پیگیری خانواده های این قربانیان برای تحویل جنازه تا مدتها بی نتیجه ماند. جمالی می گوید: "سرانجام پس از 5 روز پیگیری شبانه روزی در 31خرداد جنازه داود صدری به خانواده وی تحویل و تحت تدابیر امنیتی در امامزاده ابراهیم کرج به خاک سپرده شد؛ و درحالی که داوود روز 25 خرداد به شهادت رسیده بود، گواهی فوت صادر شده به تاریخ 31 خرداد است." مسئول کمیته سیاسی سازمان ادوار تحکیم وحدت می افزاید: "متاسفانه نحوه برخورد حاکمیت با معترضین بیگناهی که با دست خالی در راهپیمایی مسالمت آمیز 25خرداد شرکت کرده بودند و حجم بالای کشته شدگان، مجروحین و بازداشت شدگان، نشان از آستانه تحمل اندک جمهوری اسلامی در مواجهه با منتقدان وضعیت موجود دارد.اینکه شروع اولین اعتراضها به نتایج یک انتخابات و نه مخالفت با کلیت نظام بیش از 30 کشته (بنا بر اظهارات مسئولین ) بر جا گذاشته، خود شاهدی بر این مدعاست." جمالی همچنین به تهدیداتی اشاره می کند که موجب تاخیر در افشای جزییات بیشتری از نحوه شهادت داود صدری شده است. گفتنی است مراسم چهلمین روز شهادت داود صدری در ساعت 16 روز جمعه 9 مردادماه در مسجد امام علی (ع) واقع در فاز 3 شهرک اندیشه- بلوار آزادی برگزار می گردد
منبع:‌روز
Read more >>

Tuesday, July 28, 2009

مديركل زندان‌ها: روح‌الامينی وكامرانی مننژيت داشتند


ایسنا: مدير كل زندان‌هاي استان تهران با بيان اين‌كه محسن روح الاميني و محمد كامراني مننژيت داشتند، گفت كه بعد از اين اتفاق، تمام زندانيان اوين واكسن مننژيت زدند.
سهراب سليماني، درباره‌ي نحوه‌ي برخورد با بازداشت شدگان ناآرامي‌هاي اخير اظهار كرد: معمولا افراد بازداشت شده را از مراجع انتظامي و امنيتي با حكم و قرار مرجع قضايي تحويل مي‌گيريم.افراد مختلفي تحويل ما شده‌اند و در داخل اوين نگهداري مي‌شوند كه برخي آزاد و برخي ديگر در زندان حضور دارند.
وي با تاكيد بر اين‌كه در مجموعه زندان هيچ گونه رفتار خلاف شان اداري، انساني و اخلاقي تحت هيچ شرايطي انجام نمي‌شود، گفت: بعيد مي‌دانم كسي ادعا كند كه اين افراد در مجموعه زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته باشند.
مدير كل زندان‌هاي استان تهران درباره‌ي نحوه‌ي پذيرش بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه اوين، گفت: اولين اقدامي كه ما براي هر شخصي كه وارد بازداشتگاه مي‌شود، انجام مي‌دهيم آن است كه در يك كريدور اصلاح و تربيت بهداشتي مورد مراقبت و در مرحله اول مورد معاينه پزشك قرار مي‌گيرد و در داخل بازداشتگاه نيز كار درماني و اقدامات بهداشتي بر روي آنها انجام مي‌شود.
سليماني افزود: افرادي كه ممنوع الملاقات نباشند مي‌توانند در اولين فرصت ورود به بازداشتگاه با خانواده خود تماس بگيرند كه اين اقدام براي تمام كساني كه ممنوع الملاقات نبودند در همان روز اول كه از مراجع امنيتي تحويل زندان شدند صورت گرفت.
مديركل زندان‌هاي استان تهران درباره‌ي حضور برخي چهره‌هاي سياسي و شنيده‌هايي مبني بر تماس نگرفتن آنها با خانواده‌هايشان، گفت: بنا به دستور مقام قضايي و بازداشت كننده برخي افراد ممنوع الملاقات هستند و كسي كه ممنوع الملاقات باشد اختيارات زندان نسبت به ارتباط وي با خارج از زندان سلب است،كمبود امكاناتي در اين خصوص مطرح نيست. فردي كه به دستور مقام قضايي ممنوع الملاقات و ارتباط شده باشد از تمام امكانات بهداشتي، درماني و قضايي مي‌تواند استفاده كند و در بهترين وضعيت نگهداري مي‌شود اما از لحاظ ارتباط با خارج از مجموعه زندان بنابر دستور مرجع قضايي عمل مي‌شود.
وي درباره‌ي تراكم در بندهاي زندان، گفت: اتاق‌هاي ما سوئيت است و انفرادي وجود ندارد. ممكن است يك موقعي تراكم جمعيت در يك محدوده دو يا سه ساعته تا پذيرش افراد به وجود آيد و ممكن است ظرفيت نگهداري بالا برود. ما در اسرع وقت و در همين قضايا با جابه جايي‌هايي كه انجام داديم، فضاي مناسبي ايجاد كرديم كه مشكلي به وجود نيايد.
مدير كل زندان‌هاي استان تهران درباره‌ي تعامل با نيروي انتظامي و مراجع قضايي تصريح كرد: قضات ناظر بر زندان و حتي قضات صادر كننده احكام بازداشت‌ اين گونه جماعت معمولا هميشه در زندان هستند و سركشي و بررسي مي‌كنند و تلاششان بر اين است كه پرونده‌ها تشكيل، تكميل و به مرجع قضايي و محاكم برود و در اين قضيه اخير ما شاهد بوديم كه 25 و 26 قاضي شبانه‌روز كار رسيدگي را انجام مي‌دادند تا كسي معطل نماند و آنهايي كه بايد آزاد شوند سريعا براي آزادي آنها اقدام شود و الان نيز به شدت دنبال مي‌كنند كه سريع‌تر پرونده‌ها به محاكم برود و تعيين تكليف شود.
سليماني درباره‌ي علت فوت محسن روح الاميني گفت: روح الاميني به قسمت بازداشتگاه اوين تحويل نشده بود و قبل از تحويل به بازداشتگاه اوين مننژيت داشته است.
وي در ادامه گفت: روح الاميني و محمد كامراني جزو يك مجموعه بودند كه بايد تحويل اوين مي‌شدند. روح الاميني در مسير زندان و در خودروي اعزام حالش بد مي‌شود و توسط عوامل و نيروهاي امنيتي به بيمارستان منتقل شد و آقاي كامراني دو يا سه ساعت بعد از روح الاميني در زندان حالش به هم خورد.
سليماني گفت: محمد كامراني از نظر ظاهري مشكلي نداشته و ساعت 5 بعد از ظهر از خودروي اعزام پياده مي‌شود و در صف پذيرش زندان حالش به هم مي‌خورد و سريعا او را به بيمارستان زندان منتقل مي‌كنند و پزشك آنجا تشخيص مي‌دهد كه او را به بيمارستان لقمان منتقل كنند و قبل از فوت، نامه آزادي او صادر شده بود و وقتي زنده بود شبانه تحويل خانواده‌اش شد و روز بعد فوت كرده و تمام پزشكان بيمارستان و پزشك قانوني تاييد كردند كه وي مننژيت داشته است.
مدير كل زندان‌هاي استان تهران افزود: از آنجايي كه وقتي آثار مننژيت در يك محيط جمعي ديده مي‌شود تمام آن مجموعه بايد واكسينه شود بعد از قضيه فوت روح الاميني و محمد كامراني، دانشگاه شهيد بهشتي سريعا به زندان آمدند و بنا به درخواست ما و پيگيري خودشان به تمام زندانيان واكسن مننژيت زدند و كمتر از چهار هزار نفر كه داخل بازداشتگاه اوين بودند شامل پرسنل مرتبط، وظيفه و تمام بازداشت‌شدگان در هفته گذشته واكسينه شدند.
سليماني درباره‌ي وضعيت سعيد حجاريان گفت: ما امكانات درماني خيلي خوبي در زندان داريم و اگر موضوعي باشد فورا پيگيري و درمان مي‌كنيم و كار درماني ايشان نيز در زندان در حال انجام است.
وي درباره‌ي شايعه‌ي تزريق ماده‌ا‌ي به بازداشت شدگان در هنگام بازجويي كه عوارض مغزي و قلبي را در پي دارد، گفت: متاسفانه اين حرف‌ها را افراد ضد انقلاب، معاند و مخالف مي‌زنند و حداقل در جايي كه من مسوول هستم چنين چيزي امكان ندارد و ما انسان هستيم و انسان را نگهداري مي‌كنيم.
مدير كل زندان‌هاي استان تهران درباره‌ي توزيع داروهاي بهداشتي به منظور جلوگيري از بيماري‌هاي واگير در زندان توسط وزارت بهداشت، گفت: ما خودمان امكانات داريم اما از آن طرف نيز كمك مي‌گيريم، دانشگاه بهترين كمك براي ما است و كار درماني و بهداشتي در زندان تقريبا لحظه‌اي است
Read more >>

کروبی در دیدار با خانواده آقاسلطان: مرگ ندا سرفصل تاریخی می شود

مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی در دیدار با خانواده ندا آقا سلطان، که در جریان خشونت های پس از انتخابات ایران کشته شد، گفته است که مرگ وی "سرفصل و مبداء" تاریخی خواهد شد. به گزارش روزنامه اعتماد چاپ تهران آقای کروبی که همچنین از نامزدهای انتخابات بود و نتیجه آن را آمیخته به تقلب می داند در این دیدار - که تاریخ آن مشخص نشده - همچنین گفته تلاش دارد "حرکت مردم را زنده و بالنده" نگاه دارد. دولت ایران اتهام تقلب در انتخابات را رد کرده است. آقای کروبی هفته پیش نیز به دیدار خانواده سهراب اعرابی جوان ۱۹ ساله ای که در جریان خشونت ها کشته شد رفته بود. در جریان این دیدار مادر ندا آقا سلطان گفت که دخترش همچون بسیاری دیگر از ایرانیان به نتایج انتخابات اعتراض داشته است.
آقای کروبی گفت: "مرگ ندا هم مظلومیت مردم ایران را در این شرایط فریاد زد و هم از تضییع حق جلوگیری کرد و انشاءالله آثار سودمندی را در حال و آینده نصیب مرد می کند."
وی افزود: "مرگ ندا از آن دست رخدادهایی است که تا سال ها و حتی قرن ها در خاطر مردم می ماند و همین حوادث خود سرفصل و مبداء تاریخی می شود. ندا آقا سلطان به تاریخ و به حرکت های مردم پیوست."
هاجر رستمی مطلق، مادر ندا، نیز در این دیدار که در خانه او انجام شد از اظهارات برخی مقام های بلندپایه جمهوری اسلامی درباره دخترش گله کرد.
او در اشاره به اظهارات احمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران و عزت الله ضرغامی رئیس صدا و سیما گفت: "مرگ ندا یک طرف، اظهارات این دو یک طرف، که یکی فرزندم را هنرپیشه و مرگ او را ساخته و پرداخته کامپیوتر می داند، دیگری هم ندا را یک هنرپیشه معرفی می کند. این اظهار نظرها بیش از مرگ ندا برایم تلخ و دردآور بود."
به گزارش روزنامه اعتماد وی گفت: "ندا هم مانند هزاران جوان دیگر که علاقه مند به سرنوشت کشورشان هستند، به سرنوشت ایران علاقه مند بود. او هم مانند دیگر جوانان به نتایج انتخابات اعتراض داشت.
خواهر ندا نیز در رد نظریه های که دولت در رسانه های ملی منعکس کرده است - دایر براینکه او توسط "منافقین" کشته شده - چنین گفت: "اگر کار منافقین بوده چرا اجازه ختم نمی دهند، چرا نمی گذارند یک تالار بگیریم تا دوستان و آشنایان دو هم جمع شوند؟ حتی سالن غذاخوری که ما برای ختم بی سر و صدای ندا رزرو کرده ایم، لغو می کنند."
ندا آقا سلطان روز شنبه ۳۰ خرداد همزمان با سرکوب شدید اعتراضات خیابانی توسط نیروهای دولتی در منطقه کارگر شمالی به ضرب گلوله کشته شد.
صحنه مرگ ندا توسط فردی که در کنار او بود با تلفن همراه ضبط شد و او را به نماد معترضان بدل کرد. هرچند قاتل دستگیر نشده است اما برخی از حاضران در صحنه یک بسیجی یا "لباس شخصی" را مظنون اصلی می دانند.
چهلم خانم ندا آقا سلطان روز پنجشنبه در بهشت زهرا برگزار خواهد شد و بسیاری از مخالفان خود را برای تجمع در این روز آماده می کنند
منبع: خبرگزاری میزان
Read more >>

مکانهای تجمع چهلم شهدای شنبه خونین در شهرهای مختلف ایران روز پنج شنبه ساعت 6 بعدازظهر

Read more >>

ضرب و شتم وحشیانه بهروز جاوید تهرانی در زندان

بنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت کرج،زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی صبح امروز ساعاتی قبل ازبازدید افراد کمسیون امنیت با ضرب وشتم وحشیانه که منجر به خونریزی شدید قسمتی از بدن او شده بود همراه بود . و او را برای ساعاتی به سلولهای انفرادی بند 5 منتقل کردند.صبح امروز دوشنبه 5 مرداد ماه زندانیان بطور غیر مسقیم از حضور جمعی از اعضای کمیسیون امنیت مطلع شدند .افراد این کمیسیون که به بند 1 زندان گوهردشت برای بازدید مراجعه کرده بودند. قبل از آمدن به این بند علی حاج کاظم رئیس زندان و خادم مسئول این شکنجه گاه قصد انتقال زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی به سلولهای انفرادی بند 5 را داشتند. هنگامی که آقای بهروز جاوید طهرانی علت انتقال را جویا شد. علی حاج کاظم و خادم همراه با پاسداربندها با باتون برقی به سوی او حمله ور شدند و او را برای چندمین بار آماج باتونها خود قرار دادند .شاهدان این ضرب وشتم می گویند که بدن آقای جاوید طهرانی در حالی که خون آلود بود به سلولهای انفرادی بند 5 منتقل کردند . آنها او را تا بعد از بازدید این افراد در آنجا نگه داشتند و سپس مجددا به بند 1 منتقل کردند.همچنین روز شنبه 3 مرداد ماه بر اثر فشارهای بین المللی ناچار به دادن ملاقات کابینی کوتاهی به خانوادۀ آقای جاوید طهرانی شدند. خانواده زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی هنگامی که بهروز را از پشت کابین ملاقات دیدند بهت زده شدند از شکنجه هایی سبعانه که علیه او بکار برده شده بود. دستها و پاهای او در اثر شکنجه های وحشیانه سیاه شده بود ،کتف سمت راستش در رفته بود، کلیه های او در اثر شکنجه های طاقت فرسا بشدت آسیب دیده است و خون ادرا می کند، زانوهای او در اثر ضربات باتون متورم و به سختی قادر به راه رفتن است.و به لحاظ جسمی بشدت ضعیف شده بود.خادم رئیس شکنجه گاه بند 1 آقای جاوید طهرانی را به دفتر خود فرا می خواند و در یک طرح رذیلانه با نصب دوربین مخفی بدون اینکه آقای جاوید طهرانی متوجه شود از او می پرسد: آیا من ترا شکنجه کردها م ؟ و سئوالهای دیگر و از این طریق سعی در گرفتن اعترافات تلویزیونی می کند. به اعتقاد آقای جاوید طهرانی بازجویان وزارت اطلاعات و خادم در حال اجرای طرح حذف فیزیکی اش هستند.در حال حاضر سوژه اصلی برای حذف فیزیکی وی می باشد.زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی بخاطر شکنجه های جسمی وروحی که در بند 1 معروف بند آخر خطی ها علیه وی روا داشته شده بودو او را به سوی مرگ تدریجی سوق می داد. از روز سه شنبه 23 تیرماه اقدام به اعتصاب غذا نمود و او همچنان در اعتصاب غذا بسر می برد.کسانی که در شکنجه و اذیت و آزار او نقش دارند و او را به سوی مرگ تدریجی سوق میدهند عبارتند از علی حاج کاظم رئیس زندان که بدستور وی به این شکنجه گاه منتقل شده است،علی محمدی معاون زندان ، کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان،خادم رئیس بند 1 زندان همراه با تعدادی از پاسداربندها صورت می گیرد. علی محمدی معاون اجرائی زندان گوهردشت کرج خطاب به آقای بهروز جاوید طهرانی گفته است: که در این شرایط از شر تو هم راحت خواهیم شد. بازجویان وزارت اطلاعات بخصوص سعید شیخان و نفرات فوق الذکر قصد حذف فیزیکی این زندانی سیاسی را دارند و این موضوع را هم کتمان نکرده اند و بارها به بهروز گفته اند. پس از قتل زنده یادان امیر حسین ساران، ولی الله فیض مهدوی، عبدالرضا رجبی؛ بهروز جاوید طهرانی سوژه بعدی آنها است جان او در معر ض خطر جدی است.افراد کمیسیون امنیت همچنین برای بازدید به بند 6 زندان گوهردشت رفته بودند. آنها از سالن 17 که در طبقۀ اول می باشد وارد شدند. در آن زمان که حوالی ساعت 09:30 تمامی زندانیان بی دفاع را به محوطه ای بردند که در زیر آفتاب شدید و گرمای زیاد قرار داشتند تعدادی از آنها دچار گرما زدگی شده بودند و به نظر می آید حضور، افراد چنین کمسیونهایی که با تبلیغات گسترده همراه بود بر درد و رنج و فشار زندانیان می افزایند و هنگام حضور آنها زندانیان تحت شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند و یا در زیر گرمای شدید و آفتاب سوزناک قرار می گیرند. گویا این افرادی برای دیدن دیوارها به آنجا مراجعه کرده اند تا زندانیان.
آنها از بند 4 که محل تجمع زندانیان سیاسی است بازدید نکردند . بندی که در حال حاضر 7 برابر ضرفیتش زندانی در آن جای داده اند و بعضی از گزارشها حاکی از آن است که زندانیان عادی کهریزک را از مدتها پیش تخلیه و به این زندان منتقل کردند.همچنین یکی از زندانیان عادی که در بند1 بسر می برد و بنام آقای آموزگار می باشد.سن او بیش از 70 سال می باشد نسبت به شرایط غیرانسانی حاکم بر آنجا اعتراض می نماید که مورد غضب خادم قرار می گیرد. خادم به زندانیان شرور و خطرناک دستور می دهد که اورا مورد ضرب وشتم قرار دهند.جان این زندانی سالخورده و بی دفاع در معرض خطر جدی قرار دارد.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به خطر جدی که جان زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی را مورد تهدید میدهد هشدار میدهد.و از کمسیون حقوق بشر و سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای نجات جان این زندانی سیاسی است

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
Read more >>

شادی صدر آزاد شد

فرشته قاضی لحظاتی پیش از ازادی شادی صدر خبر داد, شادی صدر، وکیل عالی رتبه در ایران و فعال حقوق بشر و حقوق زنان که چندی پیش توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در خیابان ربوده شده بود، آزاد گردید. طبق اخباری که در سایت های حقوق بشر و همچنین فیس بوک منتشر شده است، شادی صدر امروز از زندان آزاد شده است
Read more >>

گفتگوی روز با پدر آخرین قربانی، امیر جوادی فر؛ چند جای بدن فرزندم شکسته بود

پیکرامیر جوادی فر، دانشجوی مدیریت دانشگاه آزاد قزوین روز گذشته در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. پیکر بی جان این جوان 25 ساله را که روز 18 تیر بازداشت شده بود،دیروز در حالی به خانواده اش تحویل دادند که آنها پیش از آن نمی دانستند فرزندشان کجا و در چه شرایطی نگهداری می شود. علی جوادی فر، پدر این جانباخته که به شدت متاثر است و نمی تواند به راحتی سخن بگوید،از سال ها پیش فرزندش را بدون مادر بزرگ کرده و امروز جز پسری کوچک،دیگر فرزندی ندارد. با وی از امیر گفته ایم. این مصاحبه را می خوانید.
آقای جوادی فر، امیر کجا و به چه صورتی بازداشت شد؟
هیچ اطلاعی از اینکه کجا بازداشت شد، نداریم فقط می دانیم به اتفاق یکی از دوستانش در نزدیک منزل بازداشت شده است. گویا پس از بازداشت او با شما تماس گرفته بودند و شما او را در بیمارستان دیدید؛ قضیه چه بود؟
روز 18 تیر با من تماس گرفتند و گفتند بچه شما در بیمارستان فیروز گر است و از ما خواستند به این بیمارستان برویم. ما هم رفتیم. در آنجا آثار ضرب و شتم برروی بدن امیر مشخص و تحت مداوا بود. ما از آنجا او را با ماموری که همراهش بود به بیمارستان لاله در شهرک غرب منتقل کردیم. در آنجا فهمیدیم چند جای بدنش شکستگی دارد و تا ظهر روز 19 تیر تحت درمان بود اما ظهراو را مرخص کردند و ما چون مامور همراه او بود مجبور شدیم او را تحویل بدهیم. خودم به اتفاق مامور او را بردم و به پلیس امنیت تهران تحویل دادم تا مساله حل شود.
پس از آنکه امیر را تحویل دادید خبری از او داشتید که کجا و در چه شرایطی است؟
متاسفانه از آن تاریخ هیچ اطلاعی از او نداشتیم و در به در دنبال او می گشتیم اما نتوانستیم هیچ خبری کسب کنیم؛ در لیست زندانیان اوین هم نام پسرم نبود تا اینکه اطلاع دادند بیائید بچه تان را تحویل بگیرید.
کجا؟ از پزشکی قانونی کهریزک تحویل گرفتیم.
شما آخرین کسی هستید که امیر را زنده دیده اید؛ موقعی که او را تحویل میدادید از نظر روحی و جسمی در چه شرایطی بود و آخرین حرفی که زد چه بود؟
ببینید پسر من مشکلی نداشت؛ خب از نظر جسمی چند جای او شکسته بود اما مورد درمان قرار گرفته بود؛ از نظر روحی هم مشکلی نداشت. به من هم گفت "بابا دارم میرم؛ انشاالله زود حل می شه و بیرون میام". بچه من خیلی راحت رفت؛ چون فعالیت خاصی نداشت و کار خطرناکی هم مرتکب نشده بود. برای همین چیزی هم احساس نمی کردیم و فکر می کردیم مساله حل و زود آزاد می شود. برای همین الان خیلی گنگم. هنوز نسبت به چیزهایی که اتفاق افتاده است، ناباور هستم.
آیا امیر در اعتراضات و تجمعات اخیر شرکت میکرد؟ نگاهش به مسائل اخیر چگونه بود؟
ببینید پسر من عضو هیچ گروهی نبود؛ من پسرم را خوب می شناسم. 25 سال زحمت کشیدم و بزرگش کردم. خصوصیات اخلاقی او را نیز خوب می دانم. امیر دانشجوی مدیریت بود اما عاشق فیلم و سینما بود و تمام ساعاتش یا به درس می گذشت یا به هنر. از بحث هایی هم که در خانه می کردیم کاملا می دانستم که کاری به سیاست ندارد و عاشق هنر است. هیچ مساله ای هم نداشت و من هرگز تصور نمی کردم چنین اتفاقی بیفتد. قضیه خیلی برای من مبهم است.
امیر چندمین فرزند خانواده بود؟
من کلا دو پسر دارم و امیر فرزند دوم من بود. از 6 سال پیش که مادر امیر فوت کرد من بودم و همین دو بچه که الان یکی دار فانی را وداع گفته. من مانده ام و بابک.
آقای جوادی فر شما مرگ پسرتان را پی گیری خواهید کرد؟
ما امروز تدفین کردیم؛ هنوز در شرایطی نیستم که بدانم چه کاری باید انجام دهم. هنوز هیچ تصمیمی نگرفته ایم و فعلا در حالت گیجی و منگی هستیم.
برخی رسانه ها عنوان کرده اند که برای تحویل پیکر امیرشرایطی برای شما گذاشته و از شما تعهد نامه گرفته اند. این شرایط چه بود؟
تاکنون هیچ اظهار نظری از سوی من با هیچ خبرنگار و هیچ جایی صورت نگرفته و شما اولین خبرنگاری هستید که من با او صحبت می کنم. برخی نوشتند که من نامه نوشته ام و یا به نقل از من مطالبی منتشر کردند در حالیکه در شرایطی که ما بودیم اینقدر گرفتاری بود و اینقدر شرایط دشواری بود که وقت نامه نوشتن نداشتیم. هیچ نامه نگاری با هیچ جایی نکرده ام و به شدت ناراحت هستم که از قول من به دروغ مطلب نوشته اند.
در رابطه با تعهد نامه و... ؟
از من تعهد نامه ای نخواسته اند؛ البته مسائلی هست که انشالله دو، سه روز دیگر که کمی شرایط عادی تری پیدا کنم خدمت شما عرض خواهم کرد.
فامیلی شما جوادی فرست یا جوادی لنگرودی؟ فامیلی ما جوادی فر است و لنگرودی نیست یعنی فامیلی ما دنباله لنگرودی ندارد نام پسرم هم امیر جوادی فر بود. مصاحبه در اینجا تمام شد؛ در حالیکه آقای جوادی فر،از شدت تالم قادر به سخن گفتن نبود. قرار شد با او مجددا مصاحبه کنیم. اما در این میان روزنامه سرمایه روز گذشته به نقل از یکی از نزدیکان امیر جوادی فر نوشت: در حالی که برای تحویل جسد امیر رفته بودیم به ما گفتند باید بگویید برادرتان از قبل دچار بیماری ریه بوده است در حالی که چنین چیزی محال است زیرا امیر کاملاً سالم بود همچنین از خانواده امضا گرفتند که تشییع جنازه فقط با حضور افراد فامیل و خودی برگزار شده و شعاری در آن داده نشود
فرشته قاضی
روز
Read more >>

بازداشت يک فعال چپ دانشجويي در کرمانشاه

يک فعال دانشجويي دانشکده فني کرمانشاه دوشنبه مورخ 5 مردادماه توسط نيروهاي امنيتي در اين شهر بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل شد.
سامان ولدبيگي از فعالين دانشجوئي دانشکده فني کرمانشاه، پس از شرکت در مراسم چهلم درگذشت کيانوش آسا در دانشکده شيمي دانشگاه رازي کرمانشاه که و ايراد سخنراني در اين برنامه در منزل شخصي خود توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل شد.
منابع مطلع عنوان مي دارند بازداشت اين فعال دانشجويي مي تواند به درگيري پراکنده اي که در پايان برنامه بزرگداشت کيانوش آسا بين نيروهاي لباس شخصي و تعدادي از شرکت کنندگان روي داده بود مربوط باشد.
آقاي ولدبيگي از فعالان طيف چپ دانشکده مورد اشاره پيش تر نیز به دلیل فعالیت های خود به کمیته انضباطی احضار شده بود.
لازم به ذکر است نيروهاي امنيتي پس از مراجعه به منزل پدري اين فعال دانشجويي اقدام به ضبط اموالي همچون تلفن هاي همراه تمام ساکنين منزل، دفترچه هاي تلفن، کامپيوتر و .. نمودند.
عليرغم پيگيري هاي متعدد خانواده و نزديکان آقاي ولدبيگي تاکنون نهادهاي امنيتي و قضايي از پاسخگويي نسبت به سرنوشت و محل بازداشت ايشان شانه خالي کرده اند
Read more >>

دستگیری‌ها بر مزار احمد شاملو


نهمین سالگرد درگذشت شاملو با دستگیری فریبرز رئیس دانا، عضو هیات دبیران کانون نویسندگان و تعدادی دیگر بدون برگزاری مراسم گذشت.فرخنده حاجی‌زاده، نویسنده و شاعر در این رابطه به رادیو فردا گفت: "بعد از ظهر امروز، از چند ساعت قبل از آغاز گردهم‌آیی بر سر آرامگاه احمد شاملو، انبوهی از خودروهای متعلق به نیروهای امنیتی و انتظامی مانع از ورود مردم و نیز هر گونه وسیله نقلیه‌ای به محوطه‌ی امامزاده طاهر می‌شدند."در سال گذشته نیز ماموران امنیتی با خشونت با افرادی که در این روز قصد برگزاری مراسم داشتند، برخورد کردند.در چند سال اخیر بارها سنگ قبر شاملو توسط افرادی ناشناس شکسته و تخریب شده است. کانون نویسندگان ایران سه سال پیش بیانیه‌ای در این مورد منتشر کرد که در ضمن آنکه صدمه زدن به سنگ گور احمد شاملو را ‏‏"حتی در خور محکوم کردن" هم ندانست، به مردم ایران وخانواده و دوستان این شاعر فقید توصیه کرده بود که دیگر هیچ ‏اقدامی برای بازسازی سنگ گور وی نکنند و بگذارند در آرامگاه وی نیز "شعر انسان گرای احمد شاملو نقش خود را در ‏افشای آلودگی‌ها ایفا کند."‏
منبع خبر : شهرزاد نیوز
Read more >>

Monday, July 27, 2009

جزئیات شهادت یک زندانی دیگر. رامین قهرمانی مدتی طولانی از پا آویزان شده بود

نوروز: رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفای از بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد و پس از دو روز بر اثر جراحات وارده در آغوش مادر به شهادت رسید. به گزارش خبرنگار نوروز، در درگیری های روزهای پس از انتخابات، ماموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک چهره رامین قهرمانی را شناسایی شده وبرای دستگیری وی به منزلش مراجعه می کنند. به دلیل عدم حضور رامین قهرمانی در منزل ماموران به مادر او می گویند که فرزندش هرچه زودتر خود را معرفی کند. مادرشهید قهرمانی نیز با استناد به بیگناهی پسرش و با این استدلال که فرزندش کاری جز اعتراض آرام انجام نداده است، همراه با او به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کند. این گزارش می افزاید رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفای از بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد میشود. او پس از آزادی به مادرش گفته که چندین روز از پا او را آویزان کرده اند. شهید رامین قهرمانی پس از آزادی به دلیل لخته های خون موجود در سینه اش در بیمارستان بستری و به شهادت میرسد. خانواده قهرمانی تحت فشار شدید برای منع انتشار خبر شهادت فرزندشان هستند. آنها تحت تدابیر شدید امنیتی فرزند خود را به خاک سپردند. تا جایی که پس از مراسم خاکسپاری به دلیل تهدیدات نیروهای امنیتی مبنی بر اینکه سر مزار فرزند شهیدشان حق ندارند با صدای بلند گریه کنند و شیون سردهند، 5 نفر از اعضای فامیل او دچار فشارهای عصبی شدید شده تا جایی که برخی از آنها کارشان به بیمارستان کشیده شده است. شهید رامین قهرمانی متولد سال 1358 بوده و محل سکونت وی در خیابان شهرآرا است
Read more >>

گفت و گو با مادر ندا: چهلم سر خاکش می رویم

چهلم دخترم می روم بهشت زهرا سر خاکش. تا حال برای او هیچ مراسمی نگرفته ام. نگران بچه های مردم بودم. نمی خواستم برای ندای من، بچه های مردم به دردسر بیفتند. چهلمش هم فقط بر سر خاکش عزاداری می کنیم. سالن و مراسم نداریم. ساعت 5 عصر روز 8 مرداد می رویم بهشت زهرا." این سخنان، حرفهای مادر ندا آقا سلطان است که در جمع گروهی از فعالان جنبش زنان بیان کرد. روزی که مادران عزادار دوشهید، سهراب اعرابی و اشکان سهرابی، که فرزندان خود را در حوادث اخیر بعد از انتخابات ایران از دست داده اند و جمعی از فعالان جنبش زنان برای تسلیت گویی و اعلام همراهی وهمدلی به دیدار خانواده ندا آقا سلطان رفتند.
در این دیدار، ابتدا جمعی از فعالان جنبش زنان به همراه عده ای از مادران کمپین یک میلیون امضا و مادران عزادار به منزل خانواده ندا آقا سلطان رفتند تاپس از گذشت یک ماه از کشته شدن دخترشان که آخرین تصاویر زندگی اش، همه رسانه های معتبر دنیا را به واکنش واداشت به آنها تسلیت بگویند. در این دیدار خانواده ندا از قصدشان برای برگزاری مراسم چهلم ندا بر سر خاک او سخن گفتند.
همچنین پس از گذشت ساعتی، خانواده های سهراب اعرابی و اشکان سهرابی و نیز جمعی از زنان فعال سیاسی از جمله فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده و همسر عبدالله رمضان زاده که پس از حوادث اخیر در زندان به سر می برند و فریده ماشینی عضو جبهه مشارکت به این جمع پیوستند.
مادر ندا آقا سلطان در این مراسم کوچک از خصوصیات اخلاقی دخترش، روزهایی که او با مردم به خیابانها می رفت و لحظات کشته شدن ندا و حوادث پس از آن سخن گفت :
ندا فرزند دوم خانه بود یک خواهر بزرگتر و یک برادر کوچکتر دارد. دخترم خاص بود خیلی خاص. از بچگی همین طور بود. عاشق موسیقی بود و فلسفه. پر از سوال بود. همیشه پر از چرا. برای همین رفت دنبال الهیات و فلسفه. دانشگاه آزاد الهیات می خواند. عاشق خدا بود. دنبال خدا بود. بیشترین عشقش مطالعه کتابهای فلسفی بود. ولی دانشگاه جواب سوالهایش را ندادند. نه فقط جواب چراهایش را ندادند که به بن بستش هم رساندند. دانشگاه را بعد از سال دوم ول کرد. نمی توانست بعضی از برخوردها را تحمل کند.
ندا عاشق موسیقی بود. آواز می خواند.

- از روز 30 خردا بگویید.
من بیشتر روزها با ندا به خیابان می رفتم. آن روز ولی ندا تنها رفت. تنها که نه با استاد موسیقی اش آقای پناهی رفته بود. دائم هم با خانه در تماس بود. حتا ساعت 10 دقیقه به 6 هم با دایی اش تلفنی صحبت کرد.

- چه می گفت؟
- از وضعیت خیابان حرف می زد و توضیح می داد که آنجا چه خبر است. خب نگران بودیم و می خواست خبر بدهد که حالش خوب است... گفته بود که گاز اشک آور زده اند و ما ( او و آقای پناهی ) به سمت خیابانهای اطراف رفته اند. ولی خیلی زود، حدود ساعت 6.15 استادش آقای پناهی زنگ زدند و گفتند که ندا مجروح شده. گفتند تیر به پایش خورده. ما سراسیمه راه افتادیم به سمت بیمارستانی که ندا را برده بودند؛ شریعتی. وقتی رسیدم دیدم آقای پناهی سراپا خون است. تمام لباسش از خون خیس بود. همانجا فهمیدم که تیرخوردن به پا نمی تواند این همه خونریزی داشته باشد. فهمیدم موضوع خیلی جدی تر است...
[حمید پناهی روی صندلی کنار مادر ندا نشسته است. خمیده تر از مردی به نظر می رسد که در فیلمها دیده ام. و بسیار شکسته تر از آن. نگاه ها بر او خیره می شود. آشکارا دستش می لرزد. سری تکان می دهد و می گوید: صدایم کرد. و فقط توانست بگوید سو... انگار گفته بود سوختم. و بعد دهانش پر از خون شد
مادر ندا ادامه می دهد:
فردای آن روز پزشکی قانونی ندا را به پدرش تحویل داد. اول البته گفتند به کمی از استخوان پای او نیاز دارند که من موافقت کردم. اما به نظرم این فاجعه چنان همه جا پخش شده بود که ترجیح دادند که زودتر جنازه را برای دفن تحویل بدهند.

- عده ای گفتند و نوشتند که در زمان دفن مشکلاتی برای شما پیش آمد و تحت فشار بودید، درست است؟
برای خانواده ما مشکلی پیش نیامد. برخوردها هم با ما محترمانه بود. البته بعدش خیلی رفت و آمد کردند. ولی محترمانه برخورد می کردند.

- رفت و آمد به چه منظوری؟
خب لابد برای پیدا کردن قاتل یا اینکه ببینند آیا غرض ورزی شخصی در کار بوده یا نه. کاراگاه ها ی مختلف از وضعیت ندا می پرسیدند. از گوشی ندا شماره ها را در آوردند که ببینند آیا مشکلی درکار نبوده.

- یعنی پرس و جوها در جهت پیدا کردن قاتل بود؟
اینطور می گفتند. ولی ما اصلا در شرایطی نبودیم که این رفت و آمدها را تحمل کنیم. من گفتم قاتل دختر من همان است که بچه های بقیه مردم را هم کشته. چه فرقی می کند؟ بچه من و دیگران ندارد. همه عزیز بودند. و همه را بالاخره کسانی کشته اند.

- برگزاری مراسم چه شد؟
راستش تنها فشار همین بود. ما مسجد نیلوفر را برای برگزاری مراسم ندا گرفته بودیم. اما به ما گفتند نمی شود. بعد متوجه شدیم که مجوز نداده اند. بعد خواستیم سالن بهشت زهرا را بگیریم. آنجا هم نشد! نه اینکه فقط به بچه من مجوز نداده باشند. نه، یک دستور کلی بوده ظاهرا. اما ما توانستیم بالاخره از یک مسجد اجازه برگزاری مراسم بگیریم. اما تا ما به خودمان بیاییم و تصمیم بگیریم ناگهان خبرش در اینترنت پخش شد و با خبر شدیم که اطلاع رسانی گسترده ای دارد انجام می شود. من گفتم ندای من که رفته. اگر مردم بیایند ممکن است شلوغ شود و خون بیگناه دیگری به زمین بریزد. این بود که برنامه را خودم لغو کردم. نمی خواهم به خاطر ما و به خاطر ندا بقیه در خطر بیفتند. اما چهلم دخترم را سر خاکش برگزار می کنیم.

سراغ از پدر ندا می گیریم. بیرون است و هنوز به خانه نیامده. از مصاحبه تلویزیونی اش می پرسیم. همه خانواده با تعجب نگاهمان می کنند. " کدام مصاحبه؟!" با تلویزیون. کسی در جمع توضیح می دهد که در یکی از برنامه های تلویزیون پدر ندا از کشته شدن او توسط اغتشاشگران گفته است. همه اظهار بی اطلاعی می کنند و می گویند کسی از خانواده آنها تا کنون با تلویزیون در این باره مصاحبه نکرده است.
از حمید پناهی درباره لحظات سختی که بر او گذشته است می پرسیم. و او شرح لحظه هایی که مثل سالی برآنها گذشت را چنین می گوید: وقتی ندا تیر خورد مردم جمع شدند. آقای دکتر حجازی سعی کرد جلوی خونریزی را بگیرد. اما نمی شد. خونریزی خیلی زیاد بود. سعی کردیم ندا را به بیمارستان برسانیم. هنوز زنده بود. مردم خیلی کمک کردند. خیلی. اگر به شما بگویم جوانها با هم یک زانتیا را که خیابان را بند آورده بود و نمی توانست در فشار جمعیت حرکت کند با دست بلند کردند و در طرف دیگر کوچه روی زمین گذاشتند حتما باور نمی کنید. ولی عین واقعیت است. بالاخره راه باز شد و ما توانستیم به سمت بیمارستان شریعتی برویم. اما به بیمارستان نرسیده ندا تمام کرده بود.
هنوز نشسته ایم و حرف از نداست. خواهر و برادرش ساکتند. مهمانهای دیگر می رسند. پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی چنان قوی است که پیش خودم شرمنده می شوم که در روز تشییع جنازه سهراب با خود گفتم او بدون پسرش دوام نمی آورد. مادر اشکان ولی انگار کوهی براو فرو ریخته است. ساکت و مظلوم است و مهربان. انگار هنوز منتظر است. منتظر و ناباور.
- شام پخته بودم که اشکان گفت می خواند به دیدن دوستش که خانه شان نزدیک خانه ما در همان رودکی است برود. گفتم الان دیر است و خیابانها شلوغند. نرو! گفت: "مامان تا سالاد درست کنی، برمی گردم." و رفت. یک ساعت گذشت و برنگشت. دلشوره گرفتم. اما باز هم منتظر شدم. اما وقتی هوا تاریک شد طاقت نیاوردم. دویدم به سمت خیابان. تا سر کوچه رفته بودم که دیدم سعید دارد از روبرو می آید و همه لباسش خونی است. داد زدم: اشکان کو؟ گفت: تیر خورده. نفهمیدم چطور تا پیش پسرم رفتم. دستش روی شکمش بود. فقط شنیدم که گفت: مامان سوختم!
مادر ندا که تا آن لحظه خود دار و پرشکیب به حرفها گوش می دهد و سعی می کند جلوی مهمان هایش بغض فرو خورده را سیل نکد، ناگهان می ترکد و فریاد می زند: این جمله ندای من هم بود... !
دلجویی از مادران عزادار تا ساعاتی بعد از غروب آفتاب ادامه می یابد. به خانه برمی گردیم. سنگین تر از قبل. راست می گوید مادر ندا. او خیلی خاص بود. اگر نبود این همه درد روی دل دنیا باد نمی کرد از آن نگاه آخرش
منبع: روز انلاین
Read more >>

عکس به یاد ماندنی تظاهرکنندگان ایرانی در پاریس؛ ما همه ندا هستیم

Read more >>

آیا هاشمی رفسنجانی در مراسم تنفیذ شرکت می کند؟

پس از آنکه منابع خبری از سفر فرانسه سید حسین خمینی با عنوان فرار وی از مراسم تنفیذ ریاست جمهوری یاد کردند این منابع از شایعات دیگری در همین باره سخن می گویند. به گزارش جهان، در حالی که برخی نمایندگان مجلس و شخصیت های سیاسی تهدید کرده اند که به دلیل بی اعتنایی احمدی نژاد به تذکرات دلسوزان انقلاب در به کار گیری عناصر نامطلوب و راندن مدیران شایسته از دولت در صورت ادامه این روند در مراسم تحلیف و تنفیذ شرکت نخواهند کرد یک پایگاه خبری مدعی شد که رئیس مجلس خبرگان هم قصد شرکت دراین مراسم را ندارد. به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، آیت الله هاشمی رفسنجانی امروز و فردا مهیای سفر خواهد شد تا بهانه ای برای شرکت نکردن در مراسم تنفیذ داشته باشد. بنا بر این اخبار، وی قصد دارد به استان کرمان سفر کرده و بعد از مراسم تنفیذ به تهران بازگردد
منبع: جهان نیوز
Read more >>

Sunday, July 26, 2009

امیر جوادی لنگرودی در زندان اوین جان باخت

خبرگزاری هرانا: طی نامه‌یی که از جانب پدر امیر جوادی لنگرودی به خبرگزاری ارسال شد، امیر جوادی لنگرودی که در اعتراض‌های 18 تیرماه بازداشت شده بود، درگذشته است. متن نامه‌ی مهندس علی جوادی لنگرودی بدین شرح است:با سلام«حال كه اين نامه را ارسال مي‌كنم از اوين زنگ زدند و گفتند بيا جنازه‌ی پسر وجگر گوشه‌‌ات را از پزشكي قانوني تحويل بگير. لازم است بگويم پسرم در تاريخ 18 تیر ماه در محدوده‌ی امیرآباد توسط لباس شخصي‌ها مصدوم و در بيمارستان بستري بود اما پس از بهبودي به زندان اوين برده شد و حالا جنازه‌ی پسر 24 ساله‌ام را تحويلم می‌دهند.پسرم بنام اميرجوادي لنگرودي پسري بود به دور از جريانات سياسي و فقط عاشق وطن بود همين و بس پسري مودب و سر به زير كه به تازه‌گي مادرش را از دست داده بود و عزادار مادرش بود. حال من تنها بايد براي‌اش عزا بگيرم و مادري نيست تا برايش گريه كند
مهندس علي جوادي لنگرودي
Read more >>

آموزش مقابله با مردم در وبلاگ سرباز خامنه ای

Read more >>

زوج روزنامه‌نگار بالاخره در اوین یکدیگر را ملاقات کردند

پارلمان‌نیوز: مسعود باستانی و مهسا امرآبادی زن و شوهری كه از مدتی پیش در زندان هستند، در زندان اوین با یكدیگر ملاقات كردند.
به نوشته اعتماد ملی، مادر مهسا امرآبادی با اعلام این خبر گفت: «مسعود باستانی طی تماسی با مادرش خبر داده كه حالش خوب و در زندان انفرادی است. وی همچنین از دیدار مهسا امرآبادی همسرش در زندان اوین خبر داد.»
مادر امرآبادی افزود: «مسعود گفته كه روحیه مهسا خوب است و وی در بند عمومی حضور دارد و تاكید كرده كه به دنبال كارهای روال اداری آزادی مهسا باشند.»‌وی گفت: «مسعود همچنین گفته كه پول ‌ارسالی كه از طرف خانواده‌ها برایشان ارسال شده به دست آنان رسیده است.»
به گفته مادر امرآبادی هنگامی كه مسعود در حال مكالمه با خانواده‌اش بود‌یكی از مامورانی كه در كنار او حضور داشته تلفن را گرفته و خطاب به خانواده‌اش گفته كه شما كاری نكنید و اجازه دهید كه همه چیز روال اداری خود را سپری كند
Read more >>

طرح جدید: اعتراض به رژیم

طرح جدید: روی کیسه های آشغال که شب بیرون می گذارید با ماژیک بنویسید “احمدی نژاد”
عکسشم اگه داشتید بزنید بد نیس.این یه کاریه که حتی زن حامله هم میتونه انجام بده
منبع: وبلاگ دیوار نوشت
Read more >>

عکس : تجمع روز شنبه، 3 مرداد تهران

تجمع معترضان در تهران؛ سوم مرداد از خیابان ولی عصر بالاتر از تقاطع میر داماد تا خیابان جام جم

Read more >>

درگيري مردم با نيروي انتظامي و لباس شخصي‌ها در ميدان ونك

به گزارش از خبرگزاری سلام: عصر روز شنبه، سوم مرداد 88گروه‌هاي مردمي با نيروي انتظامي و لباس شخصي ها در ميدان ونك، ميرداماد روبروي پاساژ پايتخت، يوسف آباد و پارك ملت درگير شدند
درگيري مردم با نيروي انتظامي و لباس شخصي ها در برخي نقاط تهران گزارش شده است
به گزارش خبرنگار سلام، عصر روز شنبه، سوم مرداد 88گروه هاي مردمي با نيروي انتظامي و لباس شخصي ها در ميدان ونك، ميرداماد روبروي پاساژ پايتخت، يوسف آباد و پارك ملت درگير شدند
بنا براين گزارش مردم شعارهاي الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور سر مي دادند و نيروهاي لباس شخصي نيز با باتوم به آنها حمله كرده اند
گفتني است برخي علت تجمع را روزجهاني حقوق بشر و نزديك شدن به چله ندا آقا سلطان دانسته اند
Read more >>

Saturday, July 25, 2009

درگيري‌هاي پراكنده و خشن در ميدان ونك، چندين نفر بازداشت شدند

همزمان با تجمعات جهاني در اكثر شهرهاي بزرگ از شش قاره جهان در حمايت از جنبش سبز مردم ايران، در بعدازظهر گرم تابستاني سوم مرداد ماه بار ديگر جمعي از معترضان به نتيجه انتخابات دهم رياست جمهوري در اطراف ميدان ونك دست به تجمع زدند. نيروهاي پليس و اطلاعاتي از ساعات اوليه بعدازظهر در ميدان ونك و خيابان‌هاي اطراف مستقر شده و مانع هرگونه تجمع در پياده روهاي حوالي ميدان ونك مي‌شدند. به همين خاطر تجمع‌كنندگان به بهانه انتظار تاكسي در ضلع غربي ميدان ونك و ترمينال مسافربري جمع شدند و سوار تاكسي‌ها در ترمينال نمي شدند. اولين حمله پليس به مردم در ساعت 18 در ضلع شمال غرب ميدان صورت گرفت و تجمع‌كنندگان به سمت خيابان ولي‌عصر حركت كردند. فرار معترضين با "هو" كردن‌هاي پليس همراه بود. دختري كه برادرش در اين يورش دستگير شده بود به شدت مي‌گريست كه با كمك مردم از ميدان ونك دور شد. پس از گذشت نيم ساعت از موعد مقرر در ساعت 18:30 ميزان جمعيت به حدي افزايش يافت كه پليس مجدد به سمت تجمع‌كنندگان يورش برد و عده اي را مورد ضرب و شتم قرار داد. دختري كه مورد هجوم نيروهاي يگان ويژه قرار گرفته بود ضمن فرياد بر سر افسران ارشد نيروي انتظامي حاضر در صحنه به شدت به حمله پليس اعتراض كرد كه با واكنش مجددا تند ماموران روبرو شد كه اين بار با حمايت مردم و هو كردن‌هاي پي‌درپي، پليس ناچار به عقب نشيني شد. اما حضور و آرايش نيروهاي لباس شخصي با روزهاي گذشته تفاوت آشكاري كرده بود و با توجه به منطقه تجمع كه در ميدان ونك بود و نياز به تغيير چهره و ظاهر، بسياري از نيروهاي بسيجي با ظاهري كاملا آراسته در جمع مردم نفوذ كرده و آنان را شناسايي مي‌كردند. در هجوم سوم نيروهاي امنيتي كه از دفعات قبل شديدتر شد، نيروهاي لباس شخصي از داخل مردم طعمه هايي را كه شناسايي كرده بودند بلافاصله مورد ضرب و شتم قرار داده و مانع فرار آنها شدند. دهها نفر از جوانان در اين طرح بسيج دستگير شدند. در اين غافلگيري دو تن از بسيجيان كه دو معترض جوان را به دام انداخته بودند و به شدت كتك مي‌زدند، در خيابان ملاصدرا خود توسط مردم محاصره شدند و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و ضمن رها كردن دو فرد دستگير شده، مجبور به فرار شدند. در بين تجمع‌كنندگان دو فرد ناشناس با جليقه‌هاي متعلق به شبكه پرس تي‌وي اقدام به فيلم برداري مي‌كردند. يكي از آنان هنگام هجوم نيروهاي لباس شخصي به مردم، به كمك نيروهاي امنيتي شتافت و شروع به ضرب و شتم مردم كرد. اما نكته‌اي جالب توجه ديگر حضور عده‌اي از رانندگان تاكسي وابسته به نيروهاي امنيتي بود. در ابتداي خيابان ملاصدرا با هجوم نيروهاي امنيتي به تجمع‌كنندگان، عده‌اي از زنان و مردان كه توان فرار نداشتند، مجبور شدند سوار تاكسي‌هاي حاضر در محل شوند كه يكي از رانندگان بلافاصله درب‌هاي خودرو خود را قفل كرد و دنده عقب به سمت نيروهاي امنيتي حركت كرد. راننده ضمن حركت به سوي ماموران به مسافران فحاشي كرده و گفته بود كه منافقان را تحويل قانون خواهد داد. مسافران داخل خودرو با داد و فرياد، مردم را از موضوع مطلع كردند و طلب كمك كردند و توانستند خودرو را متوقف و از آن به بيرون فرار كنند. مردم بلافاصله بعد از اطلاع از نقشه راننده، به خودرو او هجوم بردند و قصد داشتند راننده را از خودرو به بيرون بكشند كه راننده در فرصتي مناسب و با سرعت از بين مردم گريخت. تا ساعت 20 به وقت تهران فضاي ميدان ونك به شدت ملتهب بود و درگيري‌هاي پراكنده ادامه داشت. در چند نوبت مردم هم زمان با هجوم نيروهاي امنيتي شعارهايي از جمله "مرگ بر ديكتاتور" سر دادند. يگان بسيج با جليقه‌هاي به اصطلاح لجني شكل از ساعت 19 در اطراف ميدان مستقر شدند و جاي نيروهاي يگان ويژه را پر كردند. نيروهاي گارد ويژه بلافاصله بعد از حضور نيروهاي بسيجي سوار ميني‌بوس‌هاي مستقر ضلع غربي ميدان ونك شده و از محل دور شدند.
فرهاد رجبعلی
خبرنامه گويا
Read more >>

عکسی از مراسم اجرای نصب طومار سبز در پاریس

Read more >>

تظاهرات در میدان ونک ٣ مرداد

Read more >>

قطار مشهد- تهران ‌با قطار تاسیساتی ، در نزديكي پيشوا ورامين برخورد كرد

ایلنا: برخورد قطار مسافری تهران - مشهد در نزدیکی پیشوا ورامین با یک قطارتاسیساتی یک کشته و 2 مجروح برجا گذاشت. به گزارش خبرنگار ایلنا، قطار مسافربری تهران- مشهد در نزدیکی ایستگاه پیشوای ورامین با یک قطار تاسیساتی برخورد کرد. در این باره سید جمال جلیلی معاون سیاسی انتظامی فرمانداری شهرستان ورامین با تائید این خبر گفت: این حادثه ساعت 16 و 55 دقیقه امروز هنگامی که قطار تاسیساتی در حال ریل گذاری بود با قطار مسافربری تهران - مشهد برخورد کرد. وی درباره نحوه برخورد این دو قطار اظهارداشت: این برخورد باعث کمانه شدن تعدادی از قطعات ریل ها به داخل کوپه های قطار می شود که متاسفانه 2 نفر از مسافران مجروح شدند و یک نفر از کارگران راه آهن نیز کشته شد. گفتنی است در حال حاضر ماموران پلیس راه آهن و نیروهای امدادی مشغول بازگشایی مسیر و بازگشایی مسیر تردد قطارها در این مسیر هستند . شنیده های خبرنگار ما از کشته شدن سه نفر از مسافرین و زخمی شدن چند نفر ازمسافرین این قطار دارد که هنوز هیچ یک از مسولین اینتعداد مجروحین را تائید نکرده اند . براساس این گزارش کشته و مجروح شدگان به بیمارستان شهید مفتح ورامین در حال انتقال هستند
Read more >>

شکایت شجریان از روزنامه کیهان

محمد رضا شجریان، خواننده شهیر ایرانی از روزنامه کیهان به دلیل آنکه وی را وطن فروش نامیده بود، رسما شکایت کرده است
Read more >>

همین حالا ونک وجدان ایران است

درگیری در ونک گزارش یکی از خوانندگان
فقط یک سر برگشتم پای سیستم تا چند خط راجع به موقعیت فعلی میدان ونک و خیابان های اطراف گزارش بدهم و سریع برگردم به قلب آزادی خواهی امروزه ایران.
از ساعت حدود ۵:٣٠ از پارک وی به سمت جنوب حرکت کردم ،ازهمون اول ترافیک شدید ماشینها نوید حضور مردم را می داد.ماشینها خیلی کند حرکت می کردند،دیگه طاقت نداشتم و از ماشین ونی که به رنگ جنبشم بود پیاده شدم تا با شتاب بیشتری به وعده گاه برم.وعده ای که تنها از یک روز قبل و به صورت خیلی محدود گذاشته شده بود.چندصد متری به اسکان مونده بود که بوی خوشی به مشامم خورد.بوی حضور مردمی،پیاده روها شلوغ بود و از دورتر صدای بوق ماشینها به گوش می رسید بوقی که یک زمانی یکی اش برای قاطی کردن مردم کافی بود اما این روزها مثل یک سمفونی گوشنواز می مونه که بسیاری از شنیدنش خوشحال میشن،خصوصا اگه ممتد هم باشه.
تقریبا ١٠٠ متر بالاتر از تقاطع میرداماد و ولیعصر جمعیتی حدودا ٢٠٠ نفری در حال شعار دادن بودن ؛مرگ بر دیکتاتور،برادر شهیدم رای تو پس میگیرم و ... پائین چهارراه موتورهای مامورهای کلانتری پر بود و چند دقیقه یکبار حمله می کردند و همه کسانی که تو پیاده رو ها بودند رو نوازش می کردند .ظاهرا امروز تمرین بود و مسابقه شون روزهای بعده .یکیشون با حرکتی معروف به "یه تا پرنده" از پشت به کمر مردم می زد و با چنان قدرتی این کار رو انجام می داد که تعادل خودش هم به هم می خورد چه برسه به اون بدبختی که از پشتش خبر نداشت.به محض اینکه جمعیت به سر چهارراه رسیدن و صدای شعارها بالا رفت مامورها تیراندازی هوایی کردند اما تاثیری رو جمعیت نداشت.
راهمو به سمت ونک ادامه دادم هرچی جلو می رفتی هم به تعداد مردم اضافه می شد و هم به تعداد مامورها.البته با این فرق که مدام به تنوع مامورها اضافه می شد تا خود میدون که نمایشگاه نیروهای نظامی و شبه نظامی و غیر نظامیشون بود که با انواع و اقسام لوازم و تجهیزات ضد مردمی شون قدرتنمایی می کردند.دور تا دور میدون پر جمعیتی بود که مدام حرکت می کردند و هر چند لحظه یکبار با حمله ذوب شدگان در حماقت به سمت دیگه ای می رفتند.از خیابونهای هر چهار سمت میدون مردم لحظه به لحظه به جمعیت داخل میدون اضافه می شد.البته درسته که به نسبت خیلی از روزهای قبل جمعیت چشمگیر نبود اما با توجه به تبلیغ بسیار اندک و زمان کمتر از یک روز قابل قبول بود .شاید بشه گفت امروز کیفیت حضور از کمیتش بیشتر بود.خیلی جالبه تا حالا دقت کردید که کنترل نیروها افتاده دست مردم ! اصلا چرا مردم ؟ افتاده دست مثلا یک نوجوان ١۵ ساله ! فقط کافیه یک خط تو وب بنویسی ساعت فلان بهمان جا ... اونوقته که صدها نیرو توسط حکومت فرستاده میشه اونجا .چه قدر بدبخت و ترسو شده این حکومت .اصلا از این به بعد بیاید اوسکولشون کنیم ،بفرستیمشون این ور اون ور...
Read more >>

پرواز ارومیه -تهران دچار اشکال و از باند خارج شد

پرواز اروميه به تهران كه قرار بود ساعت 12:45 امروز صورت بگيرد،در فرودگاه تهران دچار اشكال فني و از باند فرود اين پرواز خارج شد. به گزارش خبرنگار ايلنا، پرواز اروميه به تهران كه قرار بود ساعت 12:45 دقيقه امروز صورت بگيرد، با 45 دقيقه تاخير در فرودگاه تهران دچار اشكال فني و از باند فرود اين پرواز خارج شد كه نگراني‌هاي زيادي را براي مسافران به همراه داشته است. بنا به گفته يكي از مسافران كه در اين پرواز حضور داشت، گفت: «پرواز هواپيماي اير‌باس 272 از اروميه به تهران در زمان فرود بنا به گفته خلبان دچار اشكال فني شد.» وي افزود: «قبل از نشستن هواپيما در بند مخصوص خود، هواپيما از باند خارج و به سختي توسط خلبان هواپيما كنترل گرديد.» اين مسافر كه خواست نامش فاش نشود، اظهار داشت: «اكنون يدك‌كش‌هاي فرودگاه جهت جابجايي اين هواپيما در تلاش هستند
منبع: جهان نیوز
Read more >>

حمله پلیس به مردم در میدان ونک شنبه 3 مرداد - ساعت 6:20

تو پاساژ ونک بودیم که نگاههای وحشت زده مردم به سمت میدان ونک خبر از درگیری میداد. از ساعت 4 که از ونک رد شدیم میدان مملو از پلیس بود . دختری سراسیمه وارد پاساژ شد و گفت خانمی وسط جمعیت فریاد زده رای مارو پس بدید و پلیس یهو وحشی شده و به طرف جمعیت حمله کرده. رفتم بیرون پاساژ سرو گوشی آب بدم دیدم دسته زره پوش پلیس پیرمرد و پیر زنی که آروم راه میرند را هل داده و با باتون میزنند. پیر مرد بشدت عصبی شده و با پلیس ها درگیر بود چون ظاهرا روحش هم از ماجرا خبر نداشت. پلیس با شلنگ به شیشه مغازه های پاساژ میکوبید و فرمان میداد که تعطیل کنید. مردم تو پاساژ ایستاده بودند و هرچی پلیس میگفت بیاید برید بیرون ملت از ترس به سمت ته پاساژ فرار میکردند. خلاصه جو میدان ونک بشدت متشنجه و از نظر جمعیت بسیار شلوغه - فقط معلوم نیست چقدر از جمعیت معترض و چقدر مردم عادی هستند ولی تجربه به من میگه که این شلوغی در میدان ونک در اینروز و ساعت عادی نیست. ترافیک در چهارراه جهان کودک بشدت سنگین بود و صدای بوق ماشینهارو در آورده بود
منبع: رهایی سبز
Read more >>

متن کامل سخنان تکان‌دهنده‌ی مادر سهراب اعرابی در شورای شهر

به کدامین گناه کشته شد؟
خانم پروین فهیمی، مادر شهید سهراب اعرابی، در جلسه‌ی اعضای شورای شهر تهران با خانواده‌های شهدا و بازداشت شدگان حوادث اخیر، سخنان تکان‌دهنده‌ای را درباره‌ی پیگیری‌هایی که پس از ناپدید شدن فرزندش انجام داده، بیان کرد که فیلم اظهارات وی در سایت اینترنتی یوتیوب منتشر شده است. از آنجا که ممکن است برخی کاربران، به خصوص در داخل ایران، موفق به مشاهده‌ی این فیلم نشده باشند، «موج سبز آزادی» متن کامل این سخنان را از روی فیلم منتشر شده بر روی اینترنت پیاده کرده و از همه‌ی سبزاندیشان دعوت می‌کند به طور غیرمستقیم پای درد دل این مادر شهید بنشینند و قصه‌ی پرغصه‌ی او را بخوانند. این متن با همان بیان محاوره‌ای و بدون هیچ ویرایشی منتشر می‌شود
فخرالسادات محتشمی‌پور: خانم پروین فهیمی، من ازشون خواهش کردم تشریف بیارن، مادر شهید سهراب اعرابی هستن
پروین فهیمی: با سلام خدمت همه دوستان و اعضای شورای شهر تهران که اگر ما را به عنوان یک شهروند بدانند. درد دلمون خیلی زیاده (بغض)، پسرم رو روز بیست و پنجم گم کردم در اون راه‌پیمایی مسالمت‌آمیزی که به اعتراض به خاطر رای با اون جمعیت کم کم سه میلیونی که جمع شده بودن مردم. فرزندم رو گم کردم، و موبایلها هم چون قطع بود خیلی گشتم، یعنی زنگ زدم به موبایلش نتونستم، خیلی هم گشتم دنبالش توی خود میدون آزادی، برگشتم خونه دیدم نیومده، دوباره برگشتم توی خود میدون آزادی چون منزل ما نزدیکه.
صحنه‌ها خیلی فجیع بود (بغض) نمی‌تونم بگم، یعنی اینقدر گاز اشک‌آور می‌زدن و اینقدر فضای اونجا حالت جنگ پیدا کرده بود که من خودم از اون به بعد سینه‌ام گرفته و اصلا مریضم... (نفس عمیق) دیگه بچه رو که من پیدا نکردم، اومدم خونه و با پسرای دیگه‌م و بستگانم به تمام بیمارستان‌ها، به تمام کلانتری‌ها مراجعه کردم، جوابی نشنیدم چون این بچه کارت شناسایی همراش نبود، یه مقدار پول همراش بود که گفته بود می‌رم تست هم بخرم از میدون انقلاب و بعد می‌یام به طرف خونه. ایشون نوزده سالش بود و کنکور داشت امسال، دوتا کنکور، و ایشون بچه‌ یه فرهنگی بازنشسته بود که پدرش فوت کرد به علت بیماری تومور مغزی. چهارسال طول کشید بیماریش، دو سال که در بستر بود و خیلی حالت‌های ناجوری داشت و غذا رو ما می‌بایست از طریق سرنگ و اینا بهش بدیم، این بچه همراه من بوده، و دیگه بستگان و فامیل و همسایگان و همه می‌دونن که این بچه چقدر همراه من بود به عنوان یک پرستار.
اون شب که من دارم می‌گم این بچه رو متاسفانه من پیدا نکردم تا صبح. صبح مراجعه کردم ... اول زنگ زدم به ۱۱۰، ۱۱۰ به من گفتن برین به کلانتری محل، کلانتری محل خودمون رفتم و تقاضای فقدان کردم که ایشون مفقود شده است و بگذریم از مراحل بعدیش که آگاهی شاپور، از آگاهی شاپور دادسرا از دادسرا به آگاهی شاپور... پاس دادن‌ها شروع شد. بعد هم که من از همه هم که می‌شنیدم می‌گفتن مطمئن باشین دستگیر شده، احتمالا چون فضا اونجا خیلی ناامن بوده، هیچ‌کس هم حالا جرات اینو پیدا نمی‌کرد بهم بگه که شاید کشته شده، شاید زخمی شده باشه، با اینکه من می‌رفتم خودم می‌پرسیدم. هفت‌تا گفتن شهید شده، هفت‌تایی که شهید شدن، پنج تاش شناسایی شده بودن، دوتاش شناسایی نشده بودن که سن بالا داشتن، اون پنج‌تا رو که بچه‌های من رفتن دیدن، گفتن که سهراب نبوده، البته اونام جای بچه‌های من و پدران من بودن، ما هم با خیال راحت گفتیم که این بچه دستگیر شده یا زخمی شده، البته توی زخمی‌ها هم نبود، تمام بیمارستان‌ها رو ما گشتیم، البته با اینکه بعضی بیمارستان‌‌ها جواب درستی نمی‌دادن، بعضی بیمارستان‌ها هم جواب می‌دادن.
بعد دیگه من راهی دادگاه انقلاب شدم که اونجا پیگیری کنم که همه‌ش می‌گفتن باید تو لیست بیاد، تو لیست بیاد، تو لیست بیاد، برو بشین تو خونه‌ت. گفتم من یک مادرم نمی تونم تو خونه بشینم، اینو کسایی درک می‌کنن که مادر باشن. من حتی غذا نمی‌تونستم ... (بغض)، هنوزم نمی‌تونم بخورم، اصلا راه گلوم بسته می‌شد و فقط با مایعات خودم رو نگه داشتم، در این چند مدت و راهی اوین بودم و دادگاه انقلاب، پلیس امنیت، دیگه هر جایی که شما فکرش رو بکنین، من اگه داستان رو بخوام بنویسم یه کتاب قطوری خواهد شد.بگذریم از اینکه روز کنکور اعلام کردند خودشان، در اوین، یکی از مسوولین، نمی‌دونم زندانبان بود، کی بود من نمی‌شناسم، اینا هیچ وقت نمی‌گن، اومد اون پایین ما رو زیر پارکینگ جمع کرد، گفت کسانی که اسمشون توی لیست نیومده، کسانی که تماس تلفنی نداشتن، چون بچه منم تماس تلفنی نداشت، گفتن تمام کسانی که مشکل دارن برن به دادگاه انقلاب مراجعه کنن و از اونجا پیگیری کنن. اگه بچه‌شون کنکوریه، برن می‌خوایم کنکوری‌ها رو آزاد بکنیم، سی‌تاشون هم دقیقا من اونجا بودم آزاد کردن. چون من کلا شبانه‌روز اونجا بودم همه منو می‌شناسن، تمام ارگان‌ها می‌شناسن. [خطاب به مسوول جلسه: ببخشید .. من خیلی مزاحمتون می‌شم، به خاطر اینه که درد دلم خیلی زیاده...از وقتای بعدیم استفاده می‌کنم. از دوستان اگه اجازه بدن...]
بعد اونجا اعلام کردن برید به خاطر کنکوریا. بعد من رفتم همه کارهای کفالت رو انجام دادم، برادرم ضمانت کرد. هنوز هم کارت ملی برادر من رو گرفتن ندادن. بعد سه بار فکس کردم، گفتن اسم این بچه نیست. منم قبول کردم تو لیست معمولی زندان نیست.ولی گفتن در بندهای مخصوصی در زندان هستن که به ما لیست نمی‌گن. حتی اسم اون افراد رو هم می‌گم که چه کسانی این حرفا رو زدن اگه لازم باشه. باز هم من طبق معمول عکس بچه‌ام رو دادم از طریقای مختلف رفت داخل زندان. کارت ملی دادم به عناوین مختلف، فتوکپی شناسنامه دادم. کارت کنکور دادم. خیلی کارا کردم. یعنی دیگه آخرین کارهایی که می‌تونستم انجام دادم. ولی دیگه ایشون رو نیافتن و جوابی به من ندادن تا روز آخر، روز پنجشنبه یا جمعه، روز هجدهم بود که آقایی از مسوولین بود و گفت که شما به دادگاه انقلاب بازم مراجعه کنین، اینجا نیا. شبه رفتم دادگاه انقلاب. روز شنبه بیستم تیر.
رفتم دادگاه انقلاب. ببخشید اونجا باز هم توهین‌ بهم می‌کردن، همیشه هم می‌کردن, که چرا اینقدر می‌یای و می‌ری؟چه خبره؟ مگه بچه‌‌های دیگه نیستن؟ برو برای خودت بگیر بخواب، استراحت کن. این بچه‌ها هیچ مشکلی ندارن. هیچ مساله‌ای ندارن. دارن می‌خورن و می‌خوابن، شما مادرا دارین خودتون رو می‌کشین. حتی جملات دیگه‌ای هم که فسفرین. یک بار گفتن فسفریه. یک بار گفتن بچه‌ شما اسمش رو نداده، اشتباه داده، و چیزای دیگه ... بگرد خودت پیدا کن. اینا جملاتیه که مسوولین در دادگاه انقلاب به کار می‌بردن. خیلی کلمات و خیلی چیزایی که من نباید بگم. اصلا نباید بگم.من خودم خجالت می‌کشم که بگم. بگذریم از این حرفا...
روز بیستم تیر به من گفتن شما به آگاهی شاپور مراجعه کردین؟ من گفتم بله، اونجا آگهی فقدان دادم، پنجشنبه هم به من گفتن که شنبه بیا برای موبایلش که ردیابی بدیم. من شنبه باز هم اونجا وایسادم تا یکی از مسوولین اومد و باز هم بهش گفتم که بچه من چی شد؟ جوابی دارین به من بدین؟ که این بیست و پنج، بیست و شش روزه حتی زنگ هم به من نزده. بگذریم از اینکه من دفتر دادستانی هم رفتم . پیش خود آقای مرتضوی البته نرفتم. رئیس دفترش به من گفت بچه شما در اوینه. منظورم اینه که همه مسوولین به من گفتن که اوینه، توی بندهای مخصوصیه. ولی یه د‌فعه‌ای چی شد کشته شد؟ یه دفعه‌ای چه اتفاقی افتاد؟
بعد من رفتم در شاپور برای راهنمایی. همین مسوولی که با من صحبت کرد گفتش که شما عکسش رو به من دادین، من بردم داخل، عکس‌های مختلفی که شما نشون دادین، کارت ملی بچه منو هم نشون داد و گفتش شما تشریف ببرین، فردا بیاین ما جواب می‌دیم. با این حال چون از آگاهی زنگ زده بودن منزل، منو خواسته بودن، من پاشدم رفتم آگاهی و اونجا توی آگاهی شاپور به من، به من که البته، چون من دل اینو نداشتم که برم عکسای بچه‌های دیگه رو هم ببینم، گفتم من نمی‌تونم برم و اون مسوول گفت کار ردیابی رو من خودم انجام می‌دم ولی تشخیص هویت رو یکی از خودتون باید انجام بده که بچه دوم من که خیلی واقعا ضعیفه از لحاظ جسمانی و دانشجو هم هست، این خودش رفته بود عکسا رو دیده بود و شناسایی کرده بود عکس بچه منو که از صورت به بالا نشون داده بودن (بغض...) و این آمده بود ... من دیدم این بچه دیر کرده، خیلی مدت طولانی، من نگران شدم، خودم رفتم بیرون دنبال بچه دومم... یعنی می‌گشتم دنبال سیامک دیگه،بعد دیدم نیومده گفتم حتما یه اتفاقی افتاده که این بچه دیر کرده، گفتم نکنه اینجا اینم گرفتن ... تا اینکه به اون آقای مسوول گفتم که آقای فلانی، لطف کنین ببینین این بچه من چی شده، نیومده، من خودم رفتم اداره تشخیص هویت... نگو این بچه دیده و برای اینکه با من روبرو نشه خودش رو رفته یه جایی پنهان کرده ( بغض، با گریه ادامه می‌دهد...) بچه من نمی‌تونست به من بگه که برادرش رو کشتن، اینقدر حال این بچه بد بود، رنگ و روش پریده بود و اصلا حالت عصبی پیدا کرده بود، من خودم رفتم پیداش کردم بهش گفتم: سیامک بگو به من چی شده، چشای تو می‌گه که یه اتفاقی افتاده بگو به من .. و بعد دیگه طاقت نیاورد و گفت: مامان! سهراب ... کشته شده ( با گریه ... ) گفتم چرا؟ کی؟ کجا؟ و نمی‌تونم بگم براتون که چه اتفاقی افتاد برای من اونجا...
خواهش می‌کنم، من می‌خوام فقط بدونم بچه من برای چی رفت؟ فقط برای اون رایی که داده بود، اعتراضی که داشته، حالا هر چی که بوده، یه بچه نوزده ساله که کنکور داشته، که هنوز یک دونه از آرزوهاش برآورده نشده، به دست چه کسانی، به دستور چه کسانی، برای چی آخه؟ مگه این بچه .. اصلا از شورای شهر می‌پرسم از دولت چی‌ خواسته؟ از مملکت چی خواسته؟ غیر از اینکه ما فقط آسایش، آرامش و آزادی اندیشه خواستیم؟ این مهمه ... که بچه من فکر می‌کنه که به چه کسی رای می‌ده و اون رایش به کجا می‌ره. هیچ چیز دیگه‌ای نخواسته ( عکس سهراب را روی دست بالا می‌گیرد که روبانی سبز به دور پیشانی‌اش دارد) فقط به خاطر اینکه طرفدار آقای موسوی بوده؟ باید کشته بشه؟ ( فریاد می‌زند با صدای لرزان) به کدامین گناه؟ بچه من یه جوون بوده، نوزده سالش بوده ( بغض .. با گریه ادامه می‌دهد) یعنی در اوايل جوانی به هیچ کدوم از آرزوهاش نرسیده... من مادر فقط شبانه‌روز دارم از خدا می‌خوام به این ظلم‌ها پایان داده بشه ...[عکس سهراب رو ناامیدانه می‌اندازد روی میز‌‌] می‌بخشین، وقتتون رو گرفتم
منبع: موج سبز ازادی
Read more >>

اطلاعیه پدر مرحوم کامرانی

پدر مرحوم محمد كامراني يكي از فوت شدگان حوادث اخير تهران، با انتشار نامه اي سرگشاده ضمن تاكيد بر پيگيري جدي علت فوت فرزندش، نسبت به تلاش برخي جريان سياسي و خصوصا بيگانگان براي بهره برداري سياسي از اين حادثه هشدار داد.متن كامل نامه وي در زير مي آيد
بسمه تعالي اينجانب علي كامراني پدر نوجوان معصوم مرحوم محمد كامراني دانش آموز18ساله اي كه قرار بود با هزاران آرزو در 26/4/88 در كنكور سراسري آزادشركت نمايد ولي در روز 18/4/88 در كمال صحت و سلامت در حال عزيمت به منزل دستگير و پس از تحمل سختي هاي فراوان بدون اينكه اينجانب و خانواده وبستگان اطلاع داشته باشيم در بيمارستان لقمان در بدترين وضعيت بستري ونهايتا در صبح پنجشنبه 25/4/88 فوت نمود، موارد زير را با صراحت اعلام مينمايم
-اينجانب در چارچوب مقررات و قوانين جمهوري اسلامي با قاطعيت و جديت،موضوع فوت مشكوك فرزندم را تا روشن شدن موضوع پيگيري مي كنم و به عنوان ولي دم احقاق حق مي كنم و از مسئولين جمهوري اسلامي بخصوص رئيس جمهور ورئيس قوه قضاييه تظلم مي جويم و خواهان بررسي جدي و سريع اين موضوع هست
اينجانب وابستگي و نسبت فرزندم با هرگونه جريان سياسي را تكذيب مي كنم و هرگز اجازه نمي دهم از فرزندم براي بهره برداري هاي سياسي از ناحيههركسي استفاده شود و از طريق مراجع قانوني عليه اينگونه افراد پيگيري مينمايم. اينجانب هرگونه مصاحبه و هرگونه صحبت با هر رسانه گروهي بيگانه را بهشدت تكذيب مي كنم و بخصوص عليه BBC كه به دروغ نسبت مصاحبه به خانوادهاينجانب داده است از طريق قانوني اعلام جرم مي نمايم و اعلام مي كنم بيگانه و بيگانه صفت و بيگانه پرست هرگز خير ملت و مملكت را نمي خواهد ودر عين حال از رسانه هاي گروهي داخلي مي خواهم با پوشش درست صحبت هاي اينجانب و رساندن صداي مظلوميت اينجانب به گوش مسئولين، به رسالت خود عمل نمايند و بلكه سكوت آنها و انفعال آنها را باعث سوءاستفاده رسانه هاي خارجي مي دانم
منبع: سایت الف
Read more >>